تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
وجه چهارم ، اين كه تكرار داستانها در قرآن كريم به آن گونه نيست كه متن يك داستان با متن ديگر آن يكنواخت و يكسان بوده باشد ؛ بلكه موارد مختلف تكرار يك داستان در بعضى تفاصيل قصّه ، و نيز در شيوهء بيان آن قصّهء قرآنى كاملا متفاوت است ، و هر يك از شيوه‌هاى بيانى قرآن داراى يك محتواى دينى است كه با محتواى دينى ديگر متفاوت است و آن محتواى ديگر با شيوهء بيانى ديگرى عرضه مىگردد ؛ كه ما اين پديده را « سياق قرآنى » يا « روند بيان قرآن » مىناميم ؛ و همين امر ، موجب مىگردد كه تكرار صورت گيرد ، تا اين منظور و هدفى كه از يك داستان در اين سياق مورد توجّه است ، و با آن منظور و هدف مورد توجه از همان داستان در سياق ديگر ، متفاوت است ، تحقّق يابد . اين مطالب و نكات ، با توضيح بيشترى ، در مطالعهء تطبيقى ما از داستان حضرت موسى در مواضع مختلف قرآن كريم ، خواهد آمد .

ب ) اختصاص قصص انبيا در قرآن كريم به پيامبران منطقهء خاورميانه

شاخص دوم داستانهاى قرآنى اين است كه قرآن كريم در مجموعهء داستانهايش ، از داستان جمعى از پيامبران الهى سخن گفته است كه همگى در يك ويژگى مشتركند ، و آن اين كه همگى در منطقهء خاورميانه زندگى مىكنند ، يعنى در منطقه‌اى كه عرب نژادان مخاطب قرآن در محيط و اجتماعشان عملا با آن منطقه سر و كار داشته‌اند . اين پديده را ، در نگاه اوّل ، مىتوان چنين تفسير كرد كه چنان كه از مطالعهء تاريخ بشر و تاريخ پيامبران در تورات بر مىآيد ، در آغاز ، بنى نوع بشر ، تنها در اين منطقه ساكن بوده‌اند ، و ظهور پيامبران و طرح و ابلاغ دعوتهاى آسمانى نيز ، در اصل در اين منطقه بوده ، و سپس از اين منطقه هدايت آسمانى به تمامى نقاط جهان رفته است ؛ كه اگر اين طور باشد ، اين پديده اصلا نياز به تفسير نخواهد داشت ؛ زيرا ، يك قضيّهء خود به خود روشن است و يك حقيقت تاريخى پشتوانهء آن مىباشد .

رسالتهاى الهى به منطقهء خاورميانه اختصاص ندارد

امّا ، در خود قرآن كريم شواهدى يافت مىشود كه اين چنين تفسيرى را از پديدهء مذكور
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 385 | السيد محمد باقر الحكيم / فشاركى