بخش چهارم 1 تفسير موضوعى
تعريف تفسير موضوعى
با ( نگاه به تحول تاريخى ) بررسى مطالعات و تحقيقات تفسيرى ، از آغاز نخستين دورانهاى اسلامى ، مىبينيم كه در سبك مطالعه و روش تحقيق با يكديگر اختلاف فراوان دارند ، و موضوعات ذيربط در تحقيقات قرآنى با يكديگر بسيار متفاوتند . مشاهده مىكنيم كه بعضى از مفسّران جنبههاى لغوى و لفظى را در متن قرآن مورد تأكيد قرار مىدهند ؛ بعضى ديگر ، جنبهء تشريعى و فقهى قرآن را بيشتر مورد توجّه قرار مىدهند ؛ و نيز بعضى ديگر ، جنبههاى عقيدتى ، اخلاقى ، علوم تجربى ، يا جنبهء عرفانى آن را موضوع كار خود ساختهاند ؛ همچنين ، نسبت به ديگر موضوعات قرآنى مانند داستان و غيره .
امّا ، به رغم اين همه اختلاف تفاسير با يكديگر ، تقريبا ، اختلاف حائز اهميّتى در روش مطالعه و تحقيق آنها نمىيابيم .
شيوهء همهء اين مطالعات و تحقيقات تفسيرى آن است كه در مقام مفاهيم تفسيرى ، آيات قرآنى را بر حسب ترتيبى كه در قرآن كريم آمدهاند ، مطالعه مىكنند ، و تمامى كار تفسير را عبارت از اين مىدانند كه به هر آيه كه مىرسند ، معناى آن آيه را ضمن ملاحظهء بعضى زمينههاى سياق آن با بعضى از آيات ديگر قرآنى ، كه در يك موضوع با آن آيه مشتركند ، دريابند . اين روش تفسيرى را مىتوانيم « تفسير تجزيهاى » يا « تفسير ترتيبى » قرآن كريم