براى تحمّل وظايف رسالت اسلام ، چنان پيش از اين اشاره كرديم ، به وجود آورده است . امّا ، با اين همه ، قرآن ، كتاب الهى رسالت پايانى و معجزهء جاويدان اسلام و پيامبر گرامى اسلام است ، و با همهء مردمان در هر دوران و زمان سخن مىگويد .
در اين زمينه ، چنان كه ملاحظه مىشود ، سخن از يك نگرش جامع و فراگير است كه از خصائص و امتيازات اهل بيت عليهم السّلام است ؛ هر چند بيشتر علماى اسلامى اين قاعده و اين اصل را پذيرفتهاند كه « انّ العبرة بعموم اللفظ لا بخصوص السّبب » ، يعنى : عموم لفظ را بايد در نظر گرفت ، نه خصوص سبب را ، از اين رو ، اين دانشمندان همگى بر اين عقيدهاند كه خصوص سبب ، وقتى كه با لفظ عام بيان مىشود ، به آن حوادث و وقايعى كه از آنها سخن گفته يا دربارهء آنها نازل شده است ، مقيّد نمىگردد ؛ زيرا ، همهء اين مطالب را قرآن كريم به منظور عبرت و هدايت و موعظه آورده است ؛ چنان كه آيات كريمهء متعدّدى بر اين نكته دلالت دارند :
لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ، ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
. « 1 »
هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ
. « 2 »
وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ ، فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً
. « 3 »
در قرآن كريم ، مثلهاى گوناگون كه مطرح شده ، و حوادث و وقايعى كه از آنها سخن به ميان آمده است ، همه با روح تربيت و تزكيه و هدايت بيان شدهاند . بنابراين ، همان گونه كه اين امثال قرآنى ، در عصر نزول ، مصاديقى داشتهاند ، در زمانها و دورانهاى ديگر نيز مصداقهايى دارند كه به آن باز مىگردند ( يؤل اليها ) .
همان گونه كه داستان نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و ديگر پيامبران عليهم السّلام ، حقايقى را از دوران آن پيامبران در بر دارند و بيان مىكنند . امّا ، قرآن كريم اين داستانها را براى محض دلدارى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و مسلمانان ، يا ثبت و ضبط حوادث تاريخى بيان نكرده است ، بلكه
هامش
( 1 ) يوسف / 111
( 2 ) آل عمران / 138
( 3 ) اسراء / 89