تقريب به ذهن معانى و معارف بلند قرآنى ، و شمول و فراگيرى كلام نسبت به ابعاد متعدّد معانى ، بر وجود همين آيات « متشابهات » در قرآن استوار است . علاوه بر اين چنان كه به زودى در بحث ديگرى اشاره خواهيم كرد ، ماهيت مدلولات لفظى پذيراى احتمالات متعدّد است ، و همين طبيعت است كه « تشابه » را بر كلام تحميل مىكند . در نتيجه ، مشخّص كردن چارچوب معنايى آن به طور كامل ، تنها از طريق مراجعه و استناد به محكمات يا مقارنه و مقايسه متشابهات متعدّد با يكديگر ، امكان پذير خواهد بود .
بر همين پايه ، اهل بيت عليهم السّلام ، آن عدّه از مفسّرانى را كه بدون داشتن چنين احاطهاى ، دست اندر كار تفسير مىشدهاند ، مورد انتقاد قرار دادهاند .
در روايتى كه برقى در محاسن آورده است ، از ابو الوليد بحرانى ، سپس بحرى ، از امام محمّد باقر عليه السّلام نقل شده است كه :
مردى به آن حضرت گفت : شما هستيد كه مىگوييد ، هيچ چيز در كتاب خدا نيست مگر آن كه معروف و معلوم است ؟ آن حضرت فرمودند : « من چنين نگفتم . بلكه گفتم : هيچ چيز از كتاب خدا نيست مگر آن كه دليلى در خود كتاب الله دارد و بر آن ناطق است كه مردم آن دليل را باز نمىشناسند » . . . تا آنجا كه فرمودند : « قرآن مشتمل است بر ظاهر و باطن و آشكار ، ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه ، سنن و امثال ، فصل و وصل ، و احرف و تصريف ؛ و هر آن كس كه پندارد كتاب خدا مبهم است ، خود هلاك گرديده و ديگران را نيز هلاك گردانيده است » . « 1 »
مبناى دوم ، اطّلاع كامل از مسايل پيرامون نصّ قرآن
احاطهء كامل ( اهل بيت عليهم السّلام ) بر همهء اوضاع و شرايط پيرامون نصّ قرآنى و اطّلاع دقيق از مسايلى كه پيرامون آيات و سور قرآنى مطرح بوده است ؛ چه در سطح حوادث و وقايعى كه از نظر زمان و مكان ، با نزول قرآن همراه بودهاند ، و « اسباب نزول » ناميده مىشوند ، و چه در
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، 18 / 141 ، ح 39 ؛ ص 142 ، ح 40 ؛ ص 138 ، ح 31 و 38 .