پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بودند ، يا از آن حضرت حديثى شنيده بودند ، هر چند براى مدّتى اندك ، يا در اماكن عمومى ؛ به گونهاى كه اين افراد با اقوال و اعمالشان مرجع مسلمانان در امور دينى باشند . با استناد به اين كه همهء اين افراد ( صحابه ) على الاطلاق واجد عدالتاند . بدون آن كه اصول و ضوابطى براى اين كار ، از قبيل : تقوا و ورع ، حفظ و ضبط ، اطّلاع و احاطه نسبت به قراين و جوانب حالى و مقالى نصوص وارده در قرآن و حديث ، يا حتّى اطّلاع از ديگر روايات و آيات ، و شاخصهاى ديگرى كه اعمّ از قول و فعل و تقرير در سنّت نبوى صلّى اللّه عليه و آله كار آمد بوده در نظر گرفته شود ، كه مىتوانسته است راه دستيابى مضمون درست يا تفسير و توضيح و تبيين نصوص را هموار و روشن گرداند . در نتيجه ، وضعيّت مسلمانان در آن اوان ، درست مانند وضعيت كسانى بوده است كه در دورانهاى متأخّر ، با صرف رجوع به يك روايت كه آن را در يكى از كتابهاى حديث يافتهاند ، در صدد استنباط حكم شرعى برآيند ، بدون آن كه راجع به روايات ديگر مربوط به آن ، يا رجال روايت مورد نظرشان ، جستجو و تحقيقى كنند ! مصاحبت با رسول الله صلّى اللّه عليه و آله امر مقدّسى است ، ( كه در صورت اطاعت محض از آن حضرت ) دستاوردها و الهامات روحى و معنوى عظيم نيز در پى دارد ؛ امّا ، اعطاء عنوان رسمى و شرعى « صحابى » را براى هر كس كه در روزگار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بوده ، يا آن حضرت را ملاقات كرده ، يا از آن حضرت سخنى شنيده است ، صحيح نيست ؛ بويژه كه در ميان آنان منافقانى بودهاند كه در نفاقشان سرسخت بودند ؛ يا كسانى همچون بياباننشينان ؛ انسانهاى ساده لوح و از همه جا بىخبر ؛ و كسانى بودهاند كه كارهاى شايستهء خويش را با اعمال ناشايست در هم مىآميختهاند ؛ افرادى بودهاند كه از اسلام تنها برخى مفاهيم كلّى و شعارها و مراسم مذهبى را دريافته بودهاند و هنوز ايمان به اعماق دل آنان رخنه نكرده و در محيط معرفت و اخلاق و عقايد و آداب اسلامى تربيت نشده ، و تقواى الهى و حدود آن را آن چنان كه بايد و شايد ، باز نشناخته بودهاند ؛ و بعضى از آنان ، هنوز رسوبات عادات و اخلاق جاهليّت و افكار و ثنيّت در اعماق وجودشان ريشههايى داشته است .
وجود اين قبيل گروهها در جامعهء اسلامى روزگار پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ، حقيقتى است كه احدى نمىتواند آن را انكار كند . زيرا ، قرآن كريم و سنّت نبوى صلّى اللّه عليه و آله و تاريخ اسلام حاكى از
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 327
مساهمون: السيد محمد باقر الحكيم
ص٣٢٧