تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
« ما من امر يختلف فيه اثنان ، الّا و له اصل فى كتاب الله ، و لكن لا تبلغه العقول » « 1 » يعنى : « هيچ مسأله‌اى نيست كه دو نفر بر سر آن اختلاف كنند جز آن كه اصل آن مسئله در كتاب خداست ؛ امّا ، خردهاى مردمان به آن مسايل نمىرسد » . توضيح بيشترى راجع به اين بعد در همين مبحث ، خواهد آمد . ثالثا ، اهل بيت عليهم السّلام چنين تعليم داده‌اند كه تمامى شروط ، تعهّدات ، قول و قرارها ، و عقود و قراردادها ، همه بايد به قرآن كريم بازگردند ؛ به طورى كه هيچ يك از آنها را ، در صورتى كه مخالف كتاب باشد ، نپذيريم . در اين زمينه ، احاديث بسيارى از طريق فريقين رسيده است ، و مسأله مورد اتفّاق عموم مسلمانان است . براى نمونه : در حديثى از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام آمده است : « المسلمون عند شروطهم ، الّا كلّ شرط خالف كتاب الله عزّ و جلّ فلا يجوز » يعنى : « مسلمانان بايد به شرطهايشان پايبند باشند ، مگر هر شرطى كه با كتاب خداى عزّ و جل مخالف باشد ، كه جايز نيست » . در حديث ديگر ، آن حضرت مىفرمايند : « و ان كان شرطا يخالف كتاب الله عزّ و جلّ فهو ردّ الى كتاب اللّه » « 2 » . رابعا ، مراجعه به كتاب عزيز ، قرآن كريم ، براى تشخيص و ترجيح يكى از دو حديثى كه در حالت تعارض با يكديگر مختلف‌اند ؛ اين حالت در مواردى پيش مىآيد كه حديث ، مخصّص يا مقيّد يا مبيّن براى قرآن كريم قرار گرفته باشد ، امّا روايت يا رواياتى معارض با مضمون آن نيز در دست باشد . در اين صورت ، آن حديثى كه موافق با عامّ قرآنى و اطلاق كتاب كريم است ؛ مقدّم و مرجّح بر حديث يا احاديث ديگر خواهد بود . براى نمونه :
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، 17 / 581 ، ح 3 ( 2 ) وسائل الشيعه ، 12 / 353 ، ح 2 و 4
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 324 | السيد محمد باقر الحكيم / فشاركى