تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
حفظ سوره‌اى درنگ مىكرده‌اند . « 1 » 2 . از شقيق بن سلمه آورده‌اند كه گفت : روزى عبد الله بن مسعود براى ما ايراد خطابه كرد و گفت : به خدا سوگند ، از دهان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هفتاد و چند سوره را فرا گرفته‌ام . به خدا سوگند ، اصحاب نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله همه مىدانند كه من يكى از عالمترين آنان به كتاب خدا هستم ، و البتّه بهترين آنان نيستم . « 2 » 3 . از ابو طفيل آورده‌اند كه گفت : من حاضر بودم و على عليه السّلام خطابه ايراد مىفرمود و مىگفت : از من سؤال كنيد ؛ كه به خدا سوگند ، هيچ چيز را از من سؤال نكنيد جز آن كه شما را از آن باخبر سازم . و دربارهء كتاب خدا از من سؤال كنيد ؛ كه به خدا سوگند ، آيه‌اى از آيات قرآن نيست ، مگر آن كه من مىدانم در شب نازل شده است يا در روز ، و در دشت نازل شده است يا در كوهستان . 4 . از نصير بن سليمان احمسى از پدرش از على عليه السّلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمودند : « به خدا سوگند ، هيچ يك از آيات قرآن نازل نشد ، مگر آن كه من دانستم در چه موردى نازل شد و كجا نازل شد . پروردگار من به من قلبى خردمند و زبانى پرسشگر داده است » . « 3 » در لابه‌لاى اين نصوص ملاحظه مىكنيم كه بذرهاى نخستين معرفت تفسيرى كه بر نوعى آگاهى و تخصّص استوار است ، تنها در سطح عدّهء خاصّى از صحابه بوده است ، و همين امر موجب شده است كه در همهء معارف اسلامى ، ميان مسلمانان تفاوت به وجود آيد ، و در نتيجه بويژه در معرفت تفسيرى ، مسلمانان يكسان نباشند . از اين پس ، مىتوانيم به روشنى بپردازيم به سير تحوّل اين معرفت بخصوص تا آنجا كه به يك فارق و جدا كنندهء بزرگ منتهى گرديد ؛ فارقى كه اندك اندك سطح اطّلاعات تفسيرى خواص را از سطح اطّلاعات تفسيرى عوام جدا كرد و به محقّقان اجازه داد كه عنوان « علم تفسير » را بر اين سطح اطّلاعات تفسيرى خواص كه اين اشخاص از آن برخوردار بودند ،
هامش
( 1 ) الاتقان ، 2 / 176 ، چاپ 1368 ( 2 ) بخارى ، در فتح البارى ، 1 / 423 ( 3 ) همان مأخذ ، 2 / 187
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 279 | السيد محمد باقر الحكيم / فشاركى