فرمودهاند ، و او بىخبر مانده ؛ پس منسوخ را حفظ كرده و ناسخ را حفظ نكرده . . . » « 1 » .
در اينجا ، نيازى نداريم تأكيد كنيم بر اين كه اين فهم سادهء عموم مسلمانان از قرآن كريم ، با نقش رهبرى كه شخص رسول اعظم صلّى اللّه عليه و آله بر عهده داشتهاند ، منافاتى نداشته است . زيرا ، ديديم كه زندگى آن حضرت چنان آكنده از فعاليّتها و رويدادهاى مختلف بوده ، كه به ايشان فرصت كافى براى آن كه مفسّر قرآن براى عموم مسلمانان باشند ، نمىداده است .
بذرهاى پيدايش علم تفسير
در كنار اين فهم ساده از قرآن ، كه به ما اجازه نمىدهد نام « علم » بر آن بگذاريم ، نخستين مظاهر يك مهارت و كارشناسى بخصوص را نزد تنى چند از صحابه ملاحظه مىكنيم كه آغاز به نشو و نما كرده است . اين كارشناسى و مهارت ، برآيند عواملى چند ، اعم از درونى و بيرونى بوده است . مانند آن كه بعضى از صحابه ، خيلى بيش از ديگران براى استفاده از محضر و مجلس حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله حريص بودهاند و سخنان آن حضرت را كه شرحى بر يك قسمت از متن قرآن يا حاشيهاى براى آن به شمار مىرفته است ، حفظ مىكردهاند ؛ يا آن كه بعضى از آنان كه باهوشتر بودهاند ، مىكوشيدهاند تا هر چه بيشتر تفصيلاتى را از معناى قرآن دريافت كنند ؛ يا آن كه بعضى ديگر ، به موجب پارهاى شرايط بيرونى ، حضورشان ، مثلا ، در مدينه در كنار پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله يا در غزوات متعدّد در ركاب آن حضرت ، بيشتر بوده است .
رواياتى چند در دست داريم كه به اين مطلب در مورد تعدادى از صحابه اشاره دارند :
1 . از عبد الرحمن سلمى آوردهاند كه گفت : آنان كه به ما قرآن را ياد دادند ، براى ما حديث كردند كه روش كار آنان چنان بوده است كه از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ده آيه فرا مىگرفتند و از آن ده آيه در نمىگذشتند تا هر آنچه را كه از علم و عمل در آن ده آيه است ، دريابند . . . گفتند :
در نتيجه ، ما قرآن و علم و عمل را با هم فرا گرفتيم ؛ و به همين جهت بوده است كه مدّتى در
هامش
( 1 ) كافى ، 1 / 62 ، ح 1