تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
وقتى كه ما موقعيت را اين چنين لحاظ مىكنيم ، مىبينيم كه با مسير طبيعى وقايع و حوادث و سيره و تاريخ و غيره از هر جهت هماهنگى دارد . اندك بودن احاديث صحيح نبوى صلّى اللّه عليه و آله كه صحابه از آن حضرت در تفسير قرآن نقل كرده‌اند ، بدان جهت است كه تفسير پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در سطح عموم ، به تمامى آيات و سور قرآن نپرداخته ، بلكه منحصر به مقدار مورد نياز در عمل بوده است تا مسئوليّت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را نيز داير بر اين كه بايد فهم صحيح امّت را از قرآن ، به نحوى ، تضمين كرده ، و حريم آن را از انحراف مصون نگاه دارد ؛ تفسير قرآن در سطح خواص ، كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله پيوسته به آن مىپرداختند ، پاسخگو بوده است . براى تضمين ياد شده ، ناگزير بايد اين سطح خواص در تفسير قرآن در كار مىبود ، و تفسير در سطح عموم براى پديد آمدن اين تضمين كافى نبود ، حتّى اگر تفسير قرآن در آن سطح به طور فراگير انجام مىشد . زيرا در آن صورت ، تفسير قرآن متفرّق و پراكنده مىشد و آن در آميختن مطلق با قرآن ، كه شرط ضرورى براى حمل امانت قرآن است ، براى تعدادى از مسلمانان به دست نمىداد ؛ و همين برنامه در جنبه‌هاى مختلف فكرى رسالت ، اعّم از تفسير و فقه و غيره نيز بايد دنبال مىشد .

مرجعيّت فكرى اهل بيت عليهم السّلام

اين حلّ منطقى كه ما براى حلّ تناقض ياد شده پيش نهاديم ، مورد تأييد نصوص متعدّد و متواتر است مبنى بر اين كه حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله اصل مرجعيّت اهل بيت عليهم السّلام را در حوزه‌هاى مختلف فكرى ( و علمى ) رسالت تثبيت فرموده‌اند . تفصيلات ويژه‌اى نيز كه در زمينه‌هاى تفسير و فقه و غيره نزد اهل بيت عليهم السّلام موجود بوده ، و آنها را از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرا گرفته بوده‌اند ، تأييد ديگرى بر بيان مذكور است . نصوصى كه اصل مرجعيّت اهل بيت عليهم السّلام را در جنبه‌هاى فكرى ( و علمى ) رسالت مور تأكيد قرار مىدهند ، بسيارند ، كه در اينجا چند نمونه را مىآوريم : اوّل حديث ثقلين ؛ كه در متون مختلف و متعدّد نقل شده است . و ما آن را به روايت ترمذى در صحيح به سند خود از اعمش از عطيّه از ابو سعيد ، و نيز از همو از حبيب بن ابى ثابت از زيد بن ارقم مىآوريم ، كه آن دو گفتند :
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 265 | السيد محمد باقر الحكيم / فشاركى