كه عذرخواه خطاى درگذشتگان باشند و حجّت براى بازماندگان . زيرا ، خداوند مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ . . .
« 1 » . عمر گفت : راست گفتى .
اين رويدادها همه بر آن دلالت دارند كه بعضى از صحابه بسيار مىشده است كه قرآن را خود به خود و بىدرنگ نمىفهميدهاند ، و براى فهم قرآن به پرسش و گفتگو نياز داشتهاند ؛ گاه به خاطر آن كه از مدلول لغوى يك كلمه بىاطّلاع بودهاند ، چنان كه در سرگذشتهاى دستهء اوّل ديديم ؛ گاه به خاطر آن كه از نظر فكرى در سطح اغراض و مقاصد و معانى قرآن نبودند ، چنان كه در رويدادهاى دستهء دوم ديديم ؛ گاه نيز ، به خاطر نگرش تفكيكى به آيهاى از قرآن كريم بود كه قدامة بن مظعون را به فهم غلطى از آيهء شريفه گرفتار كرده بود ، چنان كه در روايات دستهء سوم ديديم .
اينك ، مىتوانيم بر آنچه گذشت ، يك نكتهء ديگر را نيز بيفزاييم ، و آن اين كه گاه آيه از نظر لغوى در سطح معلومات شخص هست ، ولى با وجود اين ، به هنگام كوشش براى درك و فراگيرى معنا ، همچنان نيازمند گفتگو و پرسش است ، تا بتواند آن مصداقى را كه مدلول لفظ در آن مجسّم و متعيّن مىشود ، پيدا كند .
به عنوان نمونه ، در اين آيهء شريفه :
وَ الْفَجْرِ ، وَ لَيالٍ عَشْرٍ
« 2 » ؛ طبيعى بوده است كه همگى صحابه ، به حكم خاستگاه عربى خود ، معناى كلمهء « ليال » ( شبها ) و معناى كلمهء « عشر » ( دهگانه ) را بفهمند ؛ امّا ، از اين پس نوبت به بازشناسى مصداق مىرسد و اين كه « ليالى عشر » كه خداوند متعال در اينجا اشاره فرموده است ، كداماند ؟ همچنين ، در آياتى مانند
« وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً »
« 3 » ؛
« وَ الذَّارِياتِ ذَرْواً »
« 4 » ؛ كه دانستن لغت به تنهايى در اين زمينهها كفايت نمىكند .
به اين ترتيب ، نتيجه مىگيريم كه مسلمانان در عصر حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله ، فهم
هامش
( 1 ) مائده / 90
( 2 ) فجر / 1 - 2
( 3 ) عاديات / 1
( 4 ) ذاريات / 1