تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
نيست تا به واسطهء مثالهاى ديگر قرآنى آن ترديدها و اشكالها بخواهند منتفى گردند . در پايان اين مبحث ، شايسته است كه خلاصهء وجه صحيح را در باب حكمت ورود متشابهات در قرآن يادآور شويم و براى اين منظور ، نيكوست كه ابتدا متشابهات را به دو دستهء اساسى تقسيم كنيم : دستهء اوّل : متشابهاتى كه تأويل و مصداق آنها را جز خداوند متعال كسى نمىداند . دستهء دوّم : متشابهاتى كه تأويل آنها را جز خداوند متعال و راسخون در علم كسى نمىداند ؛ هر چند كه آنان نيز با تعاليم الهى از تأويل آن آيات با خبر مىگردند . حال مىگوييم : ورود دستهء اوّل از متشابهات در قرآن ، به خاطر آن است كه يكى از اهداف اساسى كه قرآن به خاطر آن آمده ، عبارت است از پيوند دادن و مرتبط ساختن انسانى كه در اين زندگانى دنيا به سر مىبرد با مبدأ اعلى كه خداوند سبحان است ، و نيز با معاد كه سراى آخرت مىباشد با عوالم مختلفش ؛ و اين ارتباط نمىتواند تحقّق يابد ، مگر از طريق مطرح كردن موضوعاتى كه به عالم غيب تعلّق داشته باشد ، و افكار و مفاهيم مرتبط با آن عالم ، تا « فطرت ايمانى » را كه انسان را بر آن سرشته است ، پرورش دهد ، و او را با عالمى كه به آن خواهد برگشت همبسته و پيوسته سازد . براى اين منظور ، در برابر قرآن راهى به جز استفاده از متشابهات نبوده است تا جايگزين آن گرداند ، بويژه اين كه استفاده از متشابهات تنها راهى بوده است كه مىتوانسته رسيدن به اين هدف اساسى را تحقّق بخشد . امّا ، راجع به ورود دستهء دوم از متشابهات در قرآن كريم ، با اين اسلوب ، بايد گفت به خاطر آن بوده كه خداوند متعال خواسته است مسايل نوينى را از قبيل برخى مطالب مربوط به جهان آفرينش و انسان و ديگر مفاهيم غيبى در برابر عقل بشرى قرار دهد ، تا انسان راه تدبّر در حقيقت آنها را پيش بگيرد و ظلمات و مجهولات آنها را بزدايد ، و به اندازه‌اى كه معرفت او و درجه و مرتبهء او در معرفت آن مسايل به او اجازه مىدهد ، به آن حقايق نزديك شود ؛ چنان كه علّامهء طباطبايى بيان كردند . در عصر حاضر ، كه ما در سر فصل تحوّل عظيم در ميدانهاى مختلف علمى به سر مىبريم ، معناى بعضى از آيات قرآنى را در مىيابيم كه به برخى از حقايق علمى اشاره كرده‌اند ، و آنها را تحت تصرّف انسان قرار داده‌اند تا از آنجا راه بحث و تحقيق را پيش بگيرد ؛