تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
كرده است كه بر پايهء مفروض گرفتن واقعيّت انسان ، و رابطهء او با خداوند سبحان ، آفرينندهء جهان و تدبير كنندهء امور آن ، و نيز رابطهء انسان با معاد و نظام كيفر و پاداش استوار است . روش تربيتى اسلام خلاصه مىشود در اين كه ، عموم مردم فهم و درك و عقلشان از پايهء محسوسات مادّى فراتر نمىرود و به عالم ماوراى طبيعت نمىرسد ؛ و به هيچ فرد انسانى نمىتوان معنايى از معانى و مفهومى از مفاهيم را آموخت مگر از طريق تصوّرات و معلومات ذهنى قبلى او كه در اثناى زندگى مادّى و عقلى برايش حاصل شده است ؛ و مردم از حيث اين تصوّرات و معلومات ، مراتب و درجاتى دارند كه به نسبت تجربيّات مادّى و عقلى آنها متفاوت مىگردد ؛ از سوى ديگر ، هدايت قرآنى مخصوص اين گروه يا آن گروه نيست ، موهبتى است الهى براى همهء مردمان . اين اختلاف در فهم و درك انسانها از يك طرف ، و عموميّت هدايت قرآن از طرف ديگر ، ايجاب مىكنند كه گفتارهاى قرآن كريم روند ضرب المثل داشته باشند ، تا بتوانند از معانى و تصويرها و شناخته‌ها و يافته‌هاى قبلى انسان كه در ذهن انباشته است ، بهره گيرند ، و آن دسته از معانى و تصويرها و دانستنيها را كه نمىدانند براى او تبيين كنند . در قرآن كريم ، اين حالت وجود دارد ، با وجود آن كه ميان معانى و مطالبى كه انسان از پيش مىداند ، و معانى نوينى كه قرآن كريم مىخواهد به او بشناساند ، هيچ گونه هماهنگى نيست ، و قرآن خود جنبهء معيّنى از هماهنگى و همخوانى را در نظر مىگيرد . درست همان كارى كه ما انسانها در زندگانى روزمرهء خودمان مىكنيم ، و از مقياسهاى طول و وزن و حجم براى تعريف مواد غذايى و غيره بهره مىگيريم ، با وجود آن كه هيچ هماهنگى و همخوانى ميان آن مقياسها و آن مواد غذايى ، نه در شكل و نه در صورت و نه در حجم ، وجود ندارد . آن گاه ، زمانى كه ما تصويرهاى مادّى و محسوسى را كه انسان در طول حيات خويش باز شناخته است ، به عنوان مثلهايى براى معارف الهى مجرّد به كار مىبريم ، فهم انسانى در مقام درك اين معارف مورد تمثيل ، بر سر دو راهى قرار مىگيرد ، كه از هر يك از آن دو راه برود ، براى او محظوراتى خواهد داشت : راه اوّل آن است كه معارف الهى را در همان مرتبهء احساس مادّى خويش محدود گرداند ، و بر آن جمود ورزد كه در اين صورت حقيقت مجرّد آن معارف الهى كه منظور نظر هدايت قرآنى بوده است ، دگرگون مىگردد ؛ راه دوم اين است