قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها ، فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ . . .
« 1 » .
چرا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با يك وحى زودرس ، آنچه را مشتاق و آرزومند آن بود ، براى خود تدارك نديد ؟
وحى بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله نازل مىشود ؛ و فراوان نازل مىشود هر گاه كه خداى محمّد بخواهد به سستى مىگرايد ، هر گاه كه خداى محمّد بخواهد رشتهء آن را قطع كند ؛ و آن گاه نه تعاويذ و طلسمات سودى مىبخشند ، و نه دلخواه محمّد صلّى اللّه عليه و آله هيچ چيزى را در آسمان پيش و پس مىافكند .
وقتى به اين سه شكل و تصويرهاى مختلف آنها مىانديشيم ، و آن دو بعد ديگر را نيز كه پيش از آنها بررسى كرديم بر اينها مىافزاييم ، براى ما ، در ارتباط با حقيقت پديدهء الهى قرآن و انفصال كامل و مطلق آن از ذات محمّدى ، و بطلان وحى نفسى ، و شبهات ديگر از اين قبيل كه ممكن است مطرح گردد ، جاى هيچ گونه شكّ و ترديدى باقى نمىماند . « 2 »
هامش
( 1 ) بقره / 144
( 2 ) در اينجا يادآور مىگرديم كه اعجاز قرآن ابعاد گونهگون و وسيعى را دارد . محققّان و قرآن پژوهان در ارتباط با هر بعدى كتابهاى زيادى تاليف كردهاند ، پرداختن به همه اين ابعاد در اين مجال ميسر نمىباشد بنابراين علاقمندان مىتوانند به كتابهايى كه اختصاصا در اين رابطه نوشته شدهاند مراجعه نمايند .