تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
مشركان اين جنبهء ديگر از تحدّى قرآن را نيز احساس كرده بودند :
وَ قالُوا : أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَها فَهِيَ تُمْلى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا
« 1 » . البته زندگى محمّد صلّى اللّه عليه و آله پاسخ دندان‌شكنى در برابر اين اظهارات آنان بود . زيرا ، آن حضرت تمام عمر در مكّه زيسته ، و براى او هيچ فرصتى دست نداده بود كه افسانه‌هاى پيشينيان را مطالعه كند ، يا كتب عهدين ، تورات و انجيل را بخواند ، و جز دو مرتبه از منطقهء عربستان بيرون نرفته بود كه هر دو بار به شام سفر كرده بود . يك بار در كودكى همراه عمويش ، كه در آن سفر در نه سالگى بحيرا را ملاقات كرد ؛ و بحيراى راهب به عمويش گفت : « اين برادرزاده‌ات شأنى عظيم خواهد يافت » « 2 » ؛ و بار دوم ، در سفر تجارتى براى خديجه ، در سنين جوانى ، كه ميسره غلام خديجه نيز همراه او بود ، و در آن دو سفر كوتاه از شهر بصرى فراتر نرفته بود . حال ، از كجا براى او اين فرصت دست داده كه تورات را مطالعه كند يا افسانه‌هاى پيشينيان را رونويسى كند ؟ ! حقيقت اين است كه مقايسهء داستانهايى كه در قرآن كريم آمده است با عهد قديم ، بر تحدّى قرآن دو چندان مىافزايد ، زيرا ، اعجاز قرآن را به گونه‌اى روشن‌تر آشكار مىسازد . تورات كه قرآن گواه تحريف آن است ، داستانها و سرگذشتهايش دربارهء امّتهاى پيشين و حوادث مربوط به زندگانى آنان ، آكنده از خرافات و اساطير و اسائهء ادب به كرامت پيامبران الهى است ، و همواره داستان را از اهداف تبليغ به دور مىسازد . در حالى كه مىبينيم داستانهاى آن امّتها در قرآن از آن عناصر بيگانه پيراسته‌اند ، و آن جنبه‌هاى داستان كه با اهداف تبليغ مرتبطاند ، نمايانده شده‌اند و همه جا داستانها را عبرت و موعظه ناميده است ، نه گردآورى چشم بستهء اطّلاعات . قرآن ، همان گونه كه بر گذشته احاطه دارد ، بر آينده نيز احاطه دارد . چه بسيار اخبار آينده ، كه قرآن نقاب از رخ آنها بركشيد ، و مطابق آنچه قرآن خبر داده بود ، به وقوع پيوست ، و مشركان آشكارا شاهد وقوع آن بودند . از جمله پيشگويىهاى قرآن ، دربارهء پيروزى روميان بر پارسيان در فاصلهء چند سال پس از شكست روميان بود ، كه خداوند فرمود :
غُلِبَتِ الرُّومُ
هامش
( 1 ) فرقان / 5 ( 2 ) بحار الانوار ، 35 / 139