تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
پنداشتند كه يك جوان رومى عجمى نصرانى كه در مكّه به آهنگرى اشتغال داشت و شمشير مىساخت ، او قرآن را به پيامبر ياد داده است . البتّه آن جوان هر چند كه عامى بود ، اما خواندن و نوشتن مىدانست . قرآن كريم از اين طرح پيشنهادى عربها سخن به ميان آورده و پاسخى بديهى به آنان داده است ؛ آنجا كه فرمايد :
. . . لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ
« 1 » . 3 . قرآن كريم به غيب نامعلوم در گذشتهء دور و در آيندهء دور ، يكسان مىنگرد . به نيكوترين شيوهء ممكن داستانهاى امّتهاى گذشته را بازگويى كند ؛ موعظه‌ها و عبرتهاى زندگانى آنان را بيرون مىكشد ؛ اوضاع و احوال آن روزگاران را با همه فراز و نشيبهايش بر ملا مىسازد ؛ و همهء اينها را مانند كسى بازگو مىكند كه شاهد عينى همهء آن حوادث و رويدادها و همهء آن ماجراها بوده ، و در همان روزگاران و در ميان مردمان همان سامان مىزيسته است . خداوند متعال فرمود :
تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ ، ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا ، فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ
« 2 » ؛ و نيز فرمود :
وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ وَ ما كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ . وَ لكِنَّا أَنْشَأْنا قُرُوناً فَتَطاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ ، وَ ما كُنْتَ ثاوِياً فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا وَ لكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ
« 3 » ؛ و نيز فرمود :
ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ ، وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ ، وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ
« 4 » . همهء اين آيات شريفه ، بر تحدّى قرآن در برابر قوانين طبيعت تأكيد دارند ، كه چگونه قرآن همهء آن حوادث را زير نظر گرفته ، و بر گذشتهء نامعلوم احاطه پيدا كرده است . در راستاى قوانين طبيعى ، چگونه ممكن است شخصى در كتابى از حوادث مربوط به امّتهايى كه در گذشتهء بسيار دورى مىزيسته‌اند و هرگز با آنان نزيسته و هم روزگار آنان نبوده است ، اين چنين سخن بگويد ؟
هامش
( 1 ) نحل / 103 ( 2 ) هود / 49 ( 3 ) قصص / 44 - 45 ( 4 ) آل عمران / 44
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 134 | السيد محمد باقر الحكيم / فشاركى