تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
مثل كسى كه در مسير رفتن به حجّ ، در ساعت‌هاى آخر پيموده شدن راه ، آن را رها كند و خود را از رساندن به حج بازدارد ، كه چنين كسى از هنگام رها كردن حج استحقاق كيفر را پيدا نموده است ، چرا ؟ زيرا رها كردن آن به انجام نگرفتن كارهاى حج در روزهاى مشخص شده ، منجر خواهد شد ، و لذا پيدا كردن استحقاق كيفر ، به فرارسيدن روزهاى حج و زمان انجام كارهاى آن وابسته نيست . بنابراين : براى پيدا كردن استحقاق كيفر ، رسيدن زمان مخالفت با حكم شرعى لازم نيست و دليلى ندارد كه انتظار فرارسيدن زمان مخالفت را بكشد ، زيرا به جهت رها كردن مقدّمه ، انجام تكليف از حيث وقوع و انجام يافتن محال شده است . عبارة اخراى توجيه شيخ به زبان ساده‌تر چيست ؟ اين است كه امكان دارد كه مراد اين دو بزرگوار اين باشد كه : 1 - عقاب به خاطر ذى المقدّمه باشد كه مخالفت با واقع است ، و لكن زمان استحقاق عقاب ، زمان ترك مقدمه است و نه حين المخالفة . سپس دو مثال در تبيين اين مطلب مىآورد كه عبارتند از : 1 - هر مكلفى اجمالا مىداند كه يك سلسله واجبات و محرّمات در شريعت اسلام وجود دارد كه امتثال و انجام آنها ممكن نيست مگر پس از معرفت و شناخت آنها ، مع‌ذلك به دنبال تحصيل علم و معرفت به اين احكام نرفت و مثلا مرتكب شرب تتن و يا مرتكب شرب خمر شد . حال اين فرد : آن زمان كه التفات اجمالى به امور مزبور داشت ، خطاب تنجيزى هم داشت و لذا از همان زمان مستحق عقاب مىشود . امّا : در هنگام ارتكاب به شرب تتن با شرب خمر كه احتمال حرمت هم نمىداد و توجّهى به اين مقوله نداشت ، توجه نهى تنجيزى به او قبيح است ، چرا كه غافل است و غافل هم قابل خطاب نيست . 2 - مكلّفى كه فى المثل چند ماه قبل از فرارسيدن موسم حج به درجه استطاعت رسيده و وجوب حج بر او فعلى شده است ، چنانچه با كاروان حج عازم نشود ، حج واجب از او فوت مىشود . حال عقلاء او را از همان زمان ترك عزيمت يعنى مقدّمه ، مقصّر و مستحق عقاب مىدانند ، چرا كه ترك اين مقدّمه ، سبب ترك ذى المقدمه مىشود . نكته : جناب شيخ از اين توجيه عدول فرموده كه در مطالب بعدى خواهد آمد .