به عبارت ديگر : ملاك كيفر كردن تارك تفحّص ، بجا نياوردن احكام واقعى شرعى نيست ، زيرا كسى كه غافل از واقع است ، تكليفى بابت واقع ندارد ، و جعل تكليف براى غافل از واقع ، قبيح است . « 1 »
مراد از فرموده اين دو بزرگوار چيست ؟
1 - شايد مراد اين باشد كه تعلّم ، واجب نفسى است و مستقلا داراى ثواب و عقاب است و لكن قبلا گفته شد كه ادلّه وجوب تعلّم ارشادى و يا مولوى غيرى است ، و لذا چنين احتمالى مردود است .
2 - شايد مراد اين باشد كه تعلّم واجب مقدّمى است ، بدين معنا كه تعلّم مقدّمه است براى عمل به واقع ، ولى درعينحال عقاب براى ترك مقدمه است نه ترك ذى المقدمه ، و لكن اين احتمال هم مردود است ، چرا كه قبلا اثبات شد كه وجوب مقدّمى داراى ثواب و عقاب نيست .
مراد از « و يمكن توجيه كلامه . . . » چيست ؟
توجيه خود جناب شيخ است از كلام صاحب مدارك و مولى احمد اردبيلى مبنى بر اينكه :
ممكن است مراد آنها اين باشد كه تارك :
1 - از زمان ترك تفحّص يعنى مقدّمه ، مستحقّ كيفر حكم واقعى شرعى يعنى ذى المقدمه مىباشد .
2 - بر اساس مقدمه فوق كسى كه شراب نوشيده و هنگام نوشيدن متوجّه احتمال حرام بودن آن نبوده ، قبيح است كه نهى از آشاميدن در آن زمان متوجّه او شود ، چرا كه او نسبت به آن غافل است .
پس : صرفا بابت نهيى كه قبل از آن متوجه او شده عقاب مىشود ، يعنى زمانى كه او توجّه پيدا كرده به اينكه در شريعت ، تكاليفى وجود دارد كه جز با شناختن آنها ، امكان امتثال و فرمانبردارى وجود ندارد .
بنابراين : وقتى كه كسب شناخت و معرفت را ترك نمود ، به خاطر ترك آن كيفر مىشود ، چرا كه اين ترك منجر به مخالفت با آن تكاليف مىشود .
حاصل مطلب اينكه :
تارك ، در زمان ارتكاب ، تكليفى ندارد ، چونكه به خاطر ترك مقدّمه كه همان كسب شناخت است ، تكليف از بين رفته است .
هامش
( 1 ) - مجمع الفائدة و البرهان ، ج 2 ، ص 110 .