اگر ما مطلق ممنوعيت يك شخص از تصرّفات در ملكش را ضرر به حساب آوريم و لو از ترك تصرّفات ، هيچگونه ضرر مالى به او نرسد ، بايد بگوييم كه الناس مسلطون جارى مىشود و مالك حق دارد كه تصرّفات مورد نظرش را در ملكش دارد . و لذا نيازى به هيچگونه ترجيحى ما زاد بر همين ترك التصرّف براى مالك نمىباشد ، پس باز هم حق تصرّف دارد .
سپس مىفرمايد :
غير از قاعده سلطنت ما حق رجوع و استفادهء از قانون نفى الحرج را داريم . چرا ؟
زيرا :
منع مالك از تصرّف در اموالش به صرف ملاحظهء حال ديگران و دفع ضرر از ديگران خود به حرج بر مالك و در تنگنا قرار دادن مالك است .
2 - لا حرج فى الدين ، يعنى حرج در اسلام منفى است .
در نتيجه :
چنين منعى از نظر اسلام منفى است .
مراد شيخ از « و لعلّ هذا او بعضه منشا اطلاق جماعة و . . . بجواز تصرّف المالك . . . » چيست ؟
آوردن دو شاهد مثال در مسألهء مزبور براى تقديم قانون سلطنت و لا حرج بر لا ضرر است :
1 - شاهد اوّل اينكه : عدهء زيادى از فقها ، ظاهرا و يا به صراحت فتوى دادهاند به اينكه تصرّف مالك در ملك خودش جايز است مطلقا يعنى حتّى اگر همسايه شما متضرّر شود . و سپس مثال آوردهاند به اينكه شخص به عنوان مالك مىتواند ، از منزل خويش به عنوان دبّاغخانه استفاده كند و يا آن را حمّام عمومى قرار دهد و يا از آن به عنوان رختشويىخانه استفاده نمايد و يا اينكه در آنجا آهنگرى راه بيندازد و يا آسياب درست كرده و گندم مردم را در آن آرد كند و . . . حتّى برخى بر اين جواز ادّعاى اجماع كردهاند .
نكته :
از آنجا كه امروز در مهندسى شهرسازى چنين امورى جهت رفاه حال و يا آسايش مردم و يا نظافت شهر در محلهاى خاص ساخته مىشود ، شاهد مثال قرار دادنشان مورد سؤال است .
2 - شاهد دوّم اينكه :
علّامه در تذكره الف : بين تصرّفات انسان در خيابانهاى عمومى فرق گذاشته است به اينكه فى المثل :
بالكن و يا به تعبير ديگر پيش ايوان بدون ستون در آن درست كند و يا با ستون .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٣١