هنگامه مقتول آمد . مراتب را به عرض نواب فرمانرواى فارس رسانيدند . خان سرهنگ با جمعى از سپاهيان سلطانى مأمور به آن ولايت آمدند . بعد از مقابله و مقاتله جمعى مقتول و سيد يحيى بهدست افتاده مقتول گرديد . و فتنهء طايفهء بابيه از فارس برافتاد . « 1 » ملا محمد على نامى « 2 » از اهل خمسه و زنجان كه هم از اين طايفه بود خروج نمود و حاكم خمسه امير اصلان خان « 3 » از عهدهء وى برنيامده مراتب را به حضرت شهريار گردون و قار - خلد اللّه ملكه - معروض داشت . به اشارت پادشاه جم جاه گيتى پناه جمعى از سواره نظام و افواج گردون احتشام به خمسه مأمور شدند و ماهى چند از طرفين منازعه در پيوسته بود و راه فتوح بر اهالى زنجان بسته ، تنى چند از معارف مقتول آمدند و دليران سپاه پادشاهى از اين كار خشمگين شدند آن طايفه را مخذول و منكوب و محصور و مغلوب ساخته بالاخره همه را بهدست آورده از پاى درافكندند و بعضى از آن گروه ضلالت پژوه را به دار الخلافه رسانيده براى عبرت ديگران در پاى قاپوق گردن زدند . و محمد خان امير پنجه بيگلربيگى سابق مورد التفات حضرت سلطانى پادشاه جم جاه خلد اللّه ملكه گرديده فتنهء اين طايفه فرونشست و خاطر علما از دغدغهء اين مبتدعين وارست .
سال هزار و دويست و شصت و هفتم
محمد على بيك « 4 » ناظر سابق خاقان مغفور كه معزول و منصب او به نصر اللّه خان قاجار خال شهريار معدلت مدار مفوض شده بود به لقب خانى و سرتيپى سوارهء ايلات قزوينى مفتخر و روانهء قزوين شد و در پنجهء تقدير اسير و از گيتى درگذشت . آقا جان ماكويى بهجاى او سرتيپ شد .
مصطفى قلى خان سمنانى معزول و فوج او با سواران مهاجرين به پاشا خان مكرى « 5 »
هامش
( 1 ) - درخصوص ميرزا يحيى دارابى رجوع كنيد به « فتنهء باب » و تعليقات و توضيحات آن و « فارس نامهء ناصرى » و « سيد على محمد ملقب به باب » از نيكولا و « كواكب الدريه » و مقدمه دكتر نورانى وصال بر « خسرو و شيرين » شعله شيرازى شاعر قاتل على اصغر خان نىريزى .
( 2 ) - دربارهء ملا محمد على زنجانى معروف به « حجت » نگاه كنيد به فتنهء باب و تعليقات و توضيحات آن و مراجعى كه در آن كتاب بهدست دادهام ؛ و نيز نگاه كنيد به « امير كبير و ايران » از فريدون آدميت .
( 3 ) - امير اصلان خان دائى ناصر الدين شاه بود .
( 4 ) - روضة الصفا : « ولد حاجى بيژن خان گرجى » .
( 5 ) - ايضا : « برادرزادهء عزيز خان آجودان باشى » .