تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣

سال هزار و دويست و پنجاه و ششم

سلطان عبد المجيد خان پسر سلطان محمود خواندگار روم بعد از قضيهء پدر در دوشنبه ربيع الاول اين سال در روم برجاى پدر به سلطنت نشست و خواندگار روم شد و به تهيهء سپاه همت گماشت . و چون در ايام غيبت حضرت خاقان غازى شاهنشاه ايران محمد شاه قاجار و سفر خراسان و هرات بعضى از اوباش بلاد با حكام مخالفتى عمدا و سهوا كرده بودند از جمله در اصفهان جمعى از رنود به سرقت و دزدى و بىحسابى با رعايا و برايا و بىحرمتى با فضلاء و علماء موافقتى داشتند خاقان گيتىستان به جانب اصفهان حركت فرموده بعد از قطع منازل وارد ظاهر شهر و در عمارات و بساتين صفويه فرود آمدند . علماء و اشراف مورد التفاتها شدند و اوباش و الواط را حاكم شهر معين نموده در هرجا متوارى بودند به‌دست آورده به سياست سلطانى رسيدند و انتظامى تازه در بلاد ايران افزود . در اين سال نواب عباس ميرزاى ثانى بعد از فوت برادر در شب احياى رمضان در طهران از مادر متولد گرديد و بدين اسم مبارك سامى موسوم آمد و تربيت او محول به مؤلف گرديد . « 1 » و نصر اللّه خان قاجار كشيكچى باشى كه به حكومت فارس سرافراز بود فوت شد . و ميرزا محمد تقى صاحب ديوان على آبادى در رى به رحمت حق پيوست .

سال هزار و دويست و پنجاه و هفتم

پادشاه جم جاه غازى محمد شاه قاجار در دار الخلافهء رى به نظم امور افواج و عمارت بلاد و رونق دار الطبع و ترتيب قورخانه و تربيت ارباب حرف و صنعت پرداخت . و سلطان عبد المجيد خان خواندگار روم با محمد على پاشاى حاكم مصر مصاف داده غالب آمد و ولايات متصرفى او را استرداد نمود . به مرافقت دولت روسيه و دولت نمسا مقرر شد كه ولاياتى كه محمد على پاشا گرفته واگذارد و همان مصر بخصوصه نسلا متعلق و مخصوص او باشد .
هامش
( 1 ) - يعنى همان عباس ميرزا ملك آرا كه خاطراتى هم از او باقى مانده ( شرح حال عباس ميرزا ملك آرا ، به تصحيح و تعليق عبد الحسين نوائى ، انتشارات مجلهء يادگار ، تهران ، 1325 ) .