تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
توقف گزيد و به خدمت نواب شاهزاده عباس ميرزا « 1 » مأمور گرديد . و در اين سال نواب اميرزاده قهرمان ميرزا برادر صلبى و بطنى پادشاه جم جاه در تبريز وفات يافت . و محمد خان امير نظام دولت ايران كه از اماجد امرا بود وفات يافت . و نواب اميرزاده بهمن ميرزا از بروجرد احضار و به حكومت آذربايجان مأمور شد .

سال هزار و دويست و پنجاه و پنجم

در اوايل رمضان اين سال كيندل خان و مهر دل خان و رحم دل خان با عيال خود به ظلّ عنايت پادشاه ايران گريخته به طهران آمدند و به مرحمت پادشاهى مفتخر شدند . و چون جمعيت ايشان را در دار الخلافه زيستن صعوبتى بود حكومت هرات و مروز « 2 » از بلوكات ميانهء فارس و كرمان به انضمام شهر بابك به او عنايت شد كه متوجهات آنجا را دريافت نموده به مصارف خود و متعلقين خود مصروف دارد . لهذا بدانجا رفتند و مدتى زيستند . و سلطان محمود خان خواندگار روم در شب دوشنبه نوزدهم شهر ربيع الاول اين سال درگذشت « 3 » و مدت مرض سه روز زياده طول نداشت بنابراين كه فىمابين او و محمد على پاشا والى مصر مقدمات خلاف و منازعات پيكار قايم بود و در آن ايام سرعسكر روم از جنگ و مصاف محمد على پاشا مقهور و مغلوب گرديده بود . مرگ خواندگار را نيز از غصّه دانستند . مدت سلطنتش سى و دو سال و شش ماه بوده .
هامش
( 1 ) - يعنى عباس ميرزا پسر محمد شاه كه لقب نايب السلطنه داشت . اين شاهزاده كه سولتيكوف روسى او را ديده و تصويرى هم از او كشيده در كودكى فوت كرد و بعد از فوت او ، باز محمد شاه از بطن خديجه خانم دختر يحيى خان كرد چهريقى پسرى ديگر يافت كه او در حقيقت عباس ميرزاى دوم نايب السلطنة محمد شاه و عباس ميرزاى نايب السلطنهء سوم قاجاريه است كه بعدها ناصر الدين شاه اين لقب را از او گرفت و او را « ملك آرا » لقب داد . ( 2 ) - هرات و مروست امروز جزء استان يزد است . ( 3 ) - سلطان محمود خان پسر سلطان عبد الحميد اول از بطن زنى فرانسوى به‌نام امهAimeeبود و امه دختر عموى ژوزفين زن ناپلئون بناپارت بود . محمود اصلاحات فراوان در امور سياسى و اجتماعى دولت عثمانى پديد آورد كه اهم آن ايجاد دانشكدهء طب و ايجاد روزنامه و تغيير لباس مردم و انحلال و اضمحلال ينى چريها بود .