را معزول سازد و تخت پادشاهى را از تصرف غير مستحق بپردازد . شباهنگام تفنگچيان دار المرزى را كه در ارك بودند اظهار نموده ظل سلطان و كارگزاران او را محصور و مأسور و مخذول و معزول و خانهنشين كرد و در كمال سهولت چنين كرد و چون ميرزا ابو الحسن خان شيرازى نيز خاين و مخوف بوده به قم رفته بماند . و موكب فيروزى كوكب پادشاه فلك جاه محمد شاه در كمال جلال با كوكبه در عين كمال در روز پانزدهم شعبان وارد خارج دار الخلافهء رى گرديد .
لمؤلفه :
ملك را پيرانه سر ماهى جوان كردند باز * خطبهاش بر نام شاهى كامران كردند باز
و عمارت نگارستان از مقدم مباركش زيبى تازه گرفت . چاكران دربار خاقان صاحبقران مغفور خشنود و مسرور به حضور مبارك پادشاه جم جاه جوان آمدند و مورد التفاتها شدند و به خدمات مقرره پرداختند و خود را محسود اقران ساختند . شاهزادگان و حكام بلاد طوعا او كرها به پايهء سرير خلافت مصير شاهانه آمدند ، بعضى ملتزم ركاب و برخى به حكومت اطراف مأمور شدند و خود در دوازدهم رمضان وارد طهران شد . « 1 »
سال هزار و دويست و پنجاه و يكم
نواب حسينعلى ميرزاى فرمانفرما و نواب حسنعلى ميرزا ملقب به شجاع السلطنه حكمرواى كرمان كه از يك مادر بودند به اغواى بعضى از ارباب غرض با يكديگر موافقت كرده مخالفت آغاز نمودند . حسب الامر پادشاه جم جاه نواب فيروز ميرزا ولد نايب السلطنهء مغفور به پيشكارى معتمد الدوله منوچهر خان گرجى و جمعى از سپاه نظام به سردارى لنزى « 2 » صاحب انگليس « 3 » و بعضى از ارباب مناصب ايرانى مأمور به نظم عراق و فارس و كرمان شدند . نواب شجاع السلطنه از فارس حركت و در قشلاق حوالى اصفهان به مقابلهء سپاه آمد منهزما به فارس مراجعت كرده و سپاه پادشاهى نيز متعاقب ايشان به فارس آمده فرمانفرما و شجاع السلطنه را بهدست آورده بهاتفاق منصور خان سرتيپ فوج فراهانى روانهء دار الخلافهء طهران نمودند . در حوالى رى نواب شجاع السلطنه به حكم
هامش
( 1 ) - روضة الصفا : « حضرت اقدس شاهنشاه در دويم ماه رمضان به ارگ مباركه رفته اهالى حرم را ملاقات فرمود و در چهاردهم رمضان المبارك در دار الخلافهء طهران جلوس مفصل فرمود » .
( 2 ) - ليندسىLindsay.
( 3 ) - روضة الصفا : « مستر لنزى انگليسى و شيل صاحب و چند نفر از صاحبمنصبان انگليس . . . »