شد .
نواب اميرزاده خسرو ميرزا و يوسف خان امير توپخانه با افواج از راه طبس به خراسان روانه شدند .
على خان پسر عبد الرضا خان يزدى كه به رسم گروگان در ركاب نواب نايب السلطنه بود به آذربايجان فرستاده شد .
و نواب وليعهد گردون مهد از خدمت خاقان صاحبقران رخصت انصراف يافته و به جانب خراسان شتافته خاقان صاحبقران به اصفهان توجه فرمود .
عبد الرضا خان و شفيع خان برادر وى با همهء التفاتهاى نواب نايب السلطنه با ايشان آخر مخالفت ورزيدند و در هنگام حركت نواب اميرزاده خسرو ميرزا « 1 » به بافق و راور گريختند و به حكم نواب مستطاب نايب السلطنة يوسف خان گرجى راور را و سليمان خان گيلانى نيز بافق را مفتوح كرد . شفيع خان گرفتار شده به اردبيل روانه شد ولى عبد الرضا خان از بافق گريخته به جانب طبس فرار كرد . در دار السلطنهء اصفهان اين اخبار معروض و خاقان صاحبقران ، يوسف خان و سليمان خان را به تشريف شايسته سرافراز فرمود .
نواب شيخعلى ميرزا به اصفهان آمده شرفياب شد و مراجعت به ملاير نمود .
نواب فرمانفرما مرخص به فارس و ولدان نواب حسنعلى ميرزا را با خود به فارس برده خاقان صاحبقران دويست هزار تومان به تخفيف رعاياى فارس مقرر فرمود .
خاقان صاحبقران از راه نطنز و جوشقان و نراق عزيمت طهران فرمود .
در اين سال در مازندران و گيلان طاعونى شديد روى داد و بسيارى از خلايق درگذشتند .
اما نواب كامياب شاهزادهء اعظم نايب السلطنة العلية العاليه بعد از رخصت از خاقان صاحبقران سه روز در اصفهان توقف و از راه كاشان به ورامين طهران آمده سه روز اقامت فرمود و در منازل عرض راه چاكران سمنانى و دامغانى و اوصانلو و مازندرانى به موكب ظفر كوكب پيوستند . بعد از ورود به سبزوار نواب مستطاب اميرزادهء بزرگوار فرزند ارجمند خود قهرمان ميرزا را به ايالت سبزوار و محمد رضا خان فراهانى را به وزارت او
هامش
( 1 ) - ايضا : « در اين اوقات كه به حكم حضرت نايب السلطنة مأمور به توقف در خدمت اميرزاده خسرو ميرزا بودند نفاق جبلى خود را آشكار كرده بهاتفاق فرار كرده شفيع خان به راور و عبد الرضا خان به قلعهء بافق بهاباد رفت » .