احمد ميرزا ولادت يافتند « 1 » .
سال هزار و دويست و سى و پنجم
در اين فرخندهسال ميمنت مآل ، دل صافى خاقان صاحبقران كه قلب پاكش مهبط انوار سبحانى و مخزن اسرار حقانى بود به اشارات غيبى و الهامات لاريبى به تربيت صورى و تهنيت ضرورى فرزندزاده بىمانند يگانه و فرزند حقيقى كامل فرزانه ، شايستهتر ملكزادگان آفاق و وارث تاج و تخت بالاستحقاق ، نواب كامياب ، شاهزادهء اعظم . سمى حضرت رسالت محمد ميرزا خلف الصدق نواب فلك جناب وليعهد كامكار نايب السلطنة العلية العاليه عباس ميرزاى قاجار قرار گرفت ، و بهجهت ثبات نسب و قوام حسب ، صبيهء محترمهء امير عالى مقدار محمد قاسم خان بن سليمان خان قاجار را كه بطنا نبيرهء شاهنشاه ذى جاه بود به مزاوجت آن حضرت مقرر و معين فرمود ، و در دار الخلافهء طهران جشنى شگرف و سورى ژرف برآراسته گرديد .
و در اين ضمن صبيهء ميرزا شفيع صدر مرحوم را نيز به نواب همايون ميرزا و صبيهء نواب شاهزاده محمد قلى ميرزاى ملك آراى مازندران را به سليمان خان فرزند امير قاسم خان قوانلو همبالين فرمودند .
و بعد از انجام اين امر خيريت فرجام ، زيارت معصومهء قم و تفرج فين كاشان روى داد . و پس از مراجعت ، سفير دولت روم از آن مرزوبوم رسيد و مخلع و مرخص گرديد .
و عبد الصمد خان باركزائى افغان از جانب شاه محمود افغان و پسرش كامران با هدايا و پيشكش موفور وارد حضور و شكايت از برادران فتيح خان افغان و غلبهء آنان معروض شد .
خاقان قيصر پاسبان حكمى به نواب شجاع السلطنه در اعانت محمود و كامران صادر و فرستاده را خشنود رخصت فرمود .
و فرستادهء ايمپراطور روس با تحفى چند كه از جمله حوض بلور معروف و مشهور است آمد ، و حوض مذكور در عمارت بلور نصب شد .
هامش
( 1 ) - سلطان احمد ميرزا كه بعدها عضد الدوله لقب گرفت از بطن طاوس خانم تاج الدوله بود . او كتاب نفيسى در تاريخ پدر و برادران و خواهرانش نوشته كه « تاريخ عضدى » نام گرفته و اين كتاب يك بار در هند بهصورتى مغلوط و نامطلوب و بار ديگر در تهران در سال 1328 بهصورت مغلوطتر و نامطلوبتر چاپ شد و من بندهء ناتوان آن كتاب را در سال 1355 تصحيح و با حواشى و توضيحات چاپ كردهام .