بولكونوك مزراويج « 1 » كه در تفليس بود و به وكالت اين دولت منصوب ، به حكم الكسندر يرملوف سردار گرجستان به دربار معدلت مدار خاقانى آمد و پس از چندى بهاتفاق ميرزا محمد على مستوفى آشتيانى مأمور به خدمت نواب مستطاب شاهزاده وليعهد نايب السلطنة العلية العاليه گرديد و در دار السلطنهء تبريز متوقف شد .
و نواب حسنعلى ميرزا والى خراسان به ارض اقدس روانه گرديد و اسماعيل خان سردار دامغانى مأمور به اتفاق او شد .
و موكب فيروزى كوكب حضرت خاقان صاحبقران به چمن سلطانيه نهضت فرمود .
و داود پاشا والى بغداد كه به اعانت نواب شاهزاده محمد على ميرزا والى كرمانشاهان به حكومت بغداد استقلال يافته بود بعد از چندى خلاف ورزيد . نواب شاهزاده از كرمانشاهان به كرند رفته به تاختوتاز اطراف بغداد لشكر مأمور فرمود . عيسى خان امير آخور نيز با ده هزار قشون به ركاب نواب محمد على ميرزا پيوست . بالاخره داود پاشا به شفاعت قدوة المحققين آقا احمد كرمانشاهانى « 2 » و فرستادن احمد چلبى و پيشكش شايان از لجهء بلارست .
و رعاياى گيلان از خسرو خان گرجى حاكم خود شكوه آوردند و نواب شاهزاده محمد رضا ميرزا را به حكومت خواسته بردند .
نواب مستطاب شاهزادهء اعظم نايب السلطنه به حضور خاقان صاحبقران آمده پس از چندى با ميرزا بزرگ قائم مقام به تبريز مراجعت فرمود .
و اردوى حضرت خاقانى از سلطانيه به دار الخلافه بازگشت .
و ميرزا شفيع صدر اعظم در قزوين وفات يافت و منصب صدارت به نظام الدوله حاجى محمد حسين خان اصفهانى مفوض آمد . و لفظ « وزير اعظم » تاريخ اين دو امر گرديد .
خوانين خراسان اطاعت نواب حسنعلى ميرزا گزيدند . و اسماعيل خان سردار مراجعت نمود .
در اين سال شاهزادگان زكريا ميرزا و محمد امين ميرزا و سلطان حمزه ميرزا و سلطان
هامش
( 1 ) -Polkonik Mazarovitch( 2 ) - آقا احمد كرمانشاهى پسر آقا محمد على معروف « به صوفىكش » پسر آقا محمد باقر بهبهانى ملقب به وحيد .