واقع شد « 1 » .
الكسندر يرملوف ايلچى مختار دولت روس كه خود را در نسب از نباير جوجى خان بن چنگيز خان شمردى از تفليس روانه شد . و عسكر خان افشار مهماندار و در اوچ كليسيا او را دريافت و به صوب ايروان شتافت . حسن خان برادر سردار با پنج هزار سوار او را استقبال كرد و خود سردار در خارج ايروان در چادرى وسيع بزمى بديع بياراست و با احترام تمام با او ملاقات كرد . هنگام ورود به تبريز از قريهء سهلان تا دار الامارهء حضرت وليعهد زمان معادل يكصد هزار جمعيت صفبهصف و جابهجا ايستاده بودند و بالاخره ايلچى در چمن سامان ارخى نزول كرد . در روز ورود موكب فيروز خاقان صاحبقران به چمن سلطانيه سپاه بسيار و خلق بىشمار حاضر بودند . در حوالى چمن صاين قلعهء خمسه تا قرب قريهء ديزج كه هفت فرسنگ است فوجفوج و صفبهصف سواران جرار و پيادگان كرار متراكم بودند و ايلچى به اعزاز و احترام تمام به حضور خاقان صاحبقران رسيد و تحف و هداياى خود را گذرانيد .
محبعلى خان خلج به سفارت روم مأمور شد و نامهء دوستانه به سلطان محمود خان خداوندگار روم ترقيم يافت .
و در اين سال ميرزا خليل اللّه خلف سيد ميرزا ابو الحسن كه چندى حاكم كرمان و بعد ساكن محلات قم و يزد بود در دار العبادهء يزد بهجهت نزاعى كه در ميان ملازمان او و اهل يزد روى داد در هجوم و غوغاى يزد مقتول شد . و چون اين سلسله از سادات حسينى و بر طريقت اسماعيلى مرشدند و در ايران و هندوستان معتبرند خاقان صاحبقران سياستى غريب و مؤاخذتى عجيب بر عوام و خواص يزد ظاهر فرمودند و آقا خان ولد اكبرش را به شرف مصاهرت و حكومت قم و محلات برگزيد .
نواب حسينعلى ميرزا فرمانفرماى فارس ، محمد زكى خان نورى سردار فارس را مأمور به تأديب اعراب جواسمى « 2 » ساكن بندر مغويه فرمودند و ايشان به قتل و نهب و اسر درآمدند .
و موكب همايون اعلى عزيمت مازندران فرمود . چندى در عمارت بحر الارم
هامش
( 1 ) - يعنى جشن عروسى .
( 2 ) - جواسم لقب طايفهاى از اعراب است كه رئيس آنها قاسم نام داشته . اعراب ، قاسم را جاسم خواندند و بر اولاد او جواسم لقب دادند و در دريا دزدى و راهزنى مىكردند ( ر . ه ) .