محمد خان به تربت رفت . محمد خان به حضور آمد و به كام خاطر بازگشت . سردار اطراف رادكان را بغارتيد و حاكم هرات ماليات پذيرفت و وقايعنگار محبوس را مرخص نموده بعد از رهائى از محبس به ارض اقدس براند و در مشهد مقدس بماند .
نواب شاهزاده نايب السلطنه امير خان خال خود را با يوسف خان گرجى سرهنگ فوج بهادران نو مسلمان به تأديب به لباس مأمور فرموده بود مجددا با جمعيت بوداق خان مكرى و ابراهيم بيك سرتيپ و جعفر قلى خان مراغهاى مأمور به تنبيه آن طايفه شد . در محل كرميان قريب به شهر زور مصاف دادند و قريب به يكهزار نفر از به لباس راه ديار عدم گرفتند . و سردار پس از نهب و غارت بسيار به حضور شاهزادهء كامكار بازگشت .
و نواب محمد على ميرزا به نظم بختيارى كه برحسب حكم شهريارى به او محول شده بود اقدام نمود . اسد خان هفت لنگ كه به حصانت دزميران مغرور و سابقا از بساط خدمتگزارى نواب محمد تقى ميرزا حاكم بروجرد دور بود به استمالت ميرزا محمد لواسانى از دز به زير آمد و نواب شاهزاده او را به طريق فتوت و آئين مروت مطمئن فرموده او سر بر چنبر طاعت گذاشت و ترك راهزنى نمود .
در اين سال ايالت دار الخلافهء طهران به نواب على خان شاهزاده مفوض و از حضرت خاقانى لقب ظل السلطانى يافت .
و نواب اسماعيل ميرزا از دار الخلافه به حكومت ترشيز شتافت .
و ميرزا موسى رشتى كه از جانب نواب حسنعلى ميرزا به نيابت يزد مأمور بود احضار و به وزارت خراسان روانه شد .
و حكومت يزد به محمد زمان خان پسر نظام الدولهء اصفهانى رسيد .
حاجى ميرزا ابو الحسن خان شيرازى كه به سفارت دولت روس رفته بود چون پادشاه خورشيد كلاه روس بهجهت مجادله با ناپلئون به فرانسه و نمسا رفته بود او مدتى در خارج شهر پطرپورق « 1 » بماند تا ايمپراطور مزبور مراجعت نمود و مورد التفاتهاى بىپايان شد . امضاى عهدنامه سپرده شد و مطالب دولتى به تقرير سفير مفصلا برشمرده .
اما اجمال حال ناپلئون اينكه پس از تسلط او دولت بهيهء انگليس اكثرى از قرالات « 2 » فرنگ
هامش
( 1 ) - پطربورغ شهر دار الملك روسيه است . پطر نام پادشاه روس و برغ به معنى شهر است يعنى شهر پطر زيرا كه او ساخته ( ر . ه ) .
( 2 ) - قرال مأخوذ ازKorolروسى است بهمعنى شاه و قرالات بهمعناى شاهان .