تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
اسحاق خان قرائى كه به خدعه و مكر متابعتى مىكرد حسينعلى خان پسر خود را روانهء دربار اعلى نمود و باطنا اظهار عزل شاهزاده محمد ولى ميرزا و ظاهرا استدعاى حكومت ترشيز نمود . اول قبول نيفتاد و ثانى پذيرفته شد و حسينعلى خان به حكومت ترشيز پرداخت و اعتنائى به نواب و الا ننمود . بالاخره نواب محمد ولى ميرزا پدر و پسر را به حضور آورده طناب به گردن هردو بسته كشتند . و محمد خان ولد اسحاق خان در قلعهء دولت آباد متحصن شد و مايهء فتنه گرديد . و حاجى فيروز به خيال تصرف غوريان سپاهى تعيين نمود و بالاخره غوريان به تصرف ملك قاسم ميرزا ولد او درآمد . و بنياد خان هزاره به تحريك محمد خان به غارت ولايات پرداخت . محمد خان نايب قاجار و فرج اللّه خان افشار به نهب و غارت غوريان و كوسويه و با خرز و هزاره پرداختند و مراجعت به تربت نمودند و قشون را متفرق كردند . افاغنه و هزاره و قرائى بعد از استحضار به گردوى به منازعه آمدند و وى مغلوب شد و مصطفى خان سدن رستاقى استرابادى اسير گرديد . و محمد خان نايب به ارض اقدس رفت . و خوانين خراسان حاجى فيروز را به حركت تحريك نمودند و امر خراسان اختلال يافت . حضرت صاحبقران نواب حسنعلى ميرزا را « شجاع السلطنه » لقب داد و به ايالت خراسان فرستاد . و نادم جاجرمى « 1 » شاعر نماند .

سال هزار و دويست و سى و دويم

نواب محمد ولى ميرزا از خراسان احضار به حضور و نواب حسنعلى ميرزا مأمور شد . در هفدهم محرم الحرام نواب شجاع السلطنه حسنعلى ميرزا به زيارت روضهء مطهرهء حضرت رضوى ( ع ) مشرف و خوانين خراسان از اعمال گذشته هراسان در مقام خود بيارميدند و بساط خلاف در نورديدند . حاجى فيروز ترك شاهى گفت و پسرش غوريان را گذاشت . محمد خان قرائى به تربت و بنياد خان هزاره به محمود آباد جام مقام گرفت . عبد الرشيد خان افغان از جانب حاجى فيروز به تهنيت آمد ، و سردار دامغانى به آوردن
هامش
( 1 ) - ملا محمد مردى با سواد و كمال بوده ولى بىطالع و بدبخت . در آغاز به هجو مىپرداخت و در آخر به كفارهء آن گناهان ، مدحت سراى آل عترت شد ( حديقة الشعراء ، ج 3 ، ص 1789 تا 1791 ) .