تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
آراسته هريك از جاى و ولايت خود برخاسته روى به شهر طوس نهادند و در نوزدهم همين ماه شبيخونى به اردوى سردار زده كارى نساختند . على الصباح سردار با ايشان مقابله نمود و باب مقاتله گشود . حربى عظيم درپيوست و جمعى كثير مقتول و اسير و سردار مظفر گرديد . و موكب همايون شاهنشاهى به قصر قاجار خارج دار الخلافه نزول و از آنجا به چمن كالپوش به صيد طيور و وحوش اشتغال رفت . در اين حال خبر طغيان محمد زمان خان قاجار عز الدين لو حاكم استراباد معروض افتاد كه با سى هزار سوار تركمان در وادى عصيان و عزيمت طهران پى سپار است . مثالى به سادات و اعاظم استراباد به گرفتن او صادر شد . اعاظم و اكابر استراباد ازدحام كرده آن ديوانه را گرفته در بند كشيدند . برادر او لطفعلى خان كتول را نيز مقيد و مغلول در چمن نمكه به حضور رسانيدند و بعد از انواع خفت مكحول گرديدند . ابراهيم خان هزاره با حاج فيروز الدين ميرزا والى هرات مراوده و او را به تسخير غوريان ترغيب نموده پسر و وزير خود را با سپاه بر سر غوريان فرستاد . محمد خان ولد اسحاق خان در قلعهء غوريان محصور افتاد . به مواضعه پدرش كسى به قندهار نزد كامران ولد شاه محمود افغان فرستاد و او را به محاصرهء هرات دلالت كرد . حاجى فيروز پس از اطلاع از حركت كامران از كار خود پشيمان شده ملك قاسم پسر خود را از در غوريان برداشته و نامه به سردار نگاشته وى را به مدد خود خواند و پنجاه هزار تومان تقبل نمود و ماليات هرساله را گردن نهاد . سردار به صوب هرات رفت . در پل نقره شنيد كه كامران در منزل روضه باغ سه منزل برتر از هرات اقامت دارد . بنه و آغروق را در پل نقره نهاد و ايلغار گزيد و به منزل پل مالان رسيد . كامران ميرزا درنگ نتوانسته به قندهار رفت و نصير خان هزاره را به معذرت نزد سردار فرستاد و عزيمت خود را به محض دشمنى حاجى فيروز عذر نهاد و حاجى فيروز به عهد خود وفا كرده تنخواه پيشكش را به توسط ذو الفقار خان ادا و سردار به ارض اقدس مراجعت گزيد . چون الفت نواب شاهزاده محمد ولى ميرزا با خوانين خراسان به كلفت مبدل شد و استدعاى والى ديگر كردند نواب محمد ولى ميرزا احضار به حضور و نواب حسنعلى ميرزا به ولايت خراسان مأمور ولى در باب اين مبادله ترديدى رفت و به حكم استخاره تبديل بد و ترك آن نيكو آمد . محمد ولى ميرزا با ميرزا عبد الوهاب منشى الممالك و فرج اللّه خان افشار مأمور به ارض اقدس ، و ايالت يزد و بسطام و نيابت دار الخلافه به نواب حسنعلى ميرزا