از يورش سپاه نصرت همراه از در عجز و الحاح درآمده امان خواستند و اموال قلعگيان به غارت رفت . آقا خان ولد مصطفى خان عم زادهء خاقان صاحب قران به حفظ قلعه مأمور و موكب فيروزى كوكب حركت فرمود و حوالى سبزوار مقر نصب رايات ظفر آيات شد .
چون جعفر خان بيات نيز پس از خدمت ، خيانت نمود نواب حسينقلى خان حسب الامر به محاصرهء آن پرداخت . قرى و مزارع و قنوات و باغات روى به خرابى نهاد .
طرهباز خان افغان از جانب شاه زمان با تحف و پيشكش فراوان به شفاعت و ضراعت اللهيار خان و جعفر خان رسيد . خاقان صاحب قران ايشان را مهلت داد و طرهباز خان مراجعت كرده محمود ميرزا ولد تيمور شاه با برادر و پسر با امداد خوانين خراسان روانهء قندهار و كابل شد .
و فقير مؤلف اين نامه در پانزدهم محرم الحرام اين سال كه والدم در ركاب نصرت مآب خاقان صاحب قران به سفر خراسان بود در دار الخلافهء طهران متولد شدم و چون پدر عزيمت زيارت روضهء رضوى ( ع ) داشت بدان مناسبت نام غلام آن حضرت را « رضا قلى » « 1 » گذاشت .
الحاصل موكب همايون در اواخر صفر با فتح و ظفر از سبزوار مراجعت نمود . نواب حسينقلى خان در اسفراين و ابراهيم خان عمو اقلى در قرب آق قلعه شرفياب شدند .
آقا خان قاجار از ينگى قلعهء مزينان احضار و ابراهيم خان عرب با دستهء عرب و عجم مأمور به محافظت آن ديار شدند . و موكب اعلى وارد چمن كالپوش شده چهارده روز در آنجا توقف فرمود . از آنجا به بسطام و از راه چشمه على به دامغان سمنان نهضت فرمودند . مدت پنج شبانهروز به عيش و سرور و عروسى نواب محمد ولى ميرزا گذشت . و در چهاردهم شهر ربيع الاخر نزول اجلال به دار الخلافهء طهران روى داد .
بعد از انتظام امورات ممالك محروسه به تمشيت گيلان حركت فرمودند و به ورود قزوين صبيهء احمد خان مراغهاى را به ازدواج نواب شاهزاده محمد على ميرزا حاكم قزوين درآوردند و سورى شگرف درگذشت . و نواب ابراهيم خان عمزاده به انتظام رشت مأمور گشت . و موكب اعلى مايل به مراجعت دار الخلافه شد . و نواب شاهزاده وليعهد نايب السلطنه عباس ميرزا به حضور آمده مورد توجهات بىكران گرديد .
هامش
( 1 ) - كلمهء قل و قلى در تركى بهمعناى بنده و غلام است ، بنابراين رضا قلى به همان معناست كه غلام رضا .