تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
نيشابور شد و عليقلى خان پسر جعفر خان بيات حاكم آن ولايت كه پدرش ملتزم ركاب بود به حضور آمده جهت انجام خدمات به شهر رفت و مخالفت كرد . حسينقلى بيك از بنى اعمام جعفر خان به موافقت امناى دولت به اردو آمد و مورد التفات گرديد . جعفر خان به استمالت پسر خود به شهر رفته او نيز برنگرديد و عصيان ورزيد . پسر ديگر جعفر خان را در اردو به حكم خاقان صاحب قران پاره پاره كردند و حكم به يورش و محاصرهء قلعه شد . پس از چهل روز به توسط حاجى روح الامين متمنى عفو شدند و ملا باشى به استمالت ايشان رفت . جعفر خان نادان پس از هلاك چنان پسر نوجوان به خدمت آمد و معفو شد و ملتزم ركاب گرديد و حسينقلى خان عم‌زاده‌اش به نيابت او به ولايت رفت . صادق خان شقاقى با ممش خان كرد مواضعه و اتحاد ورزيد . حسب الامر به جان محمد خان ملحق و مأمور به محاصرهء مشهد شدند . بعد از ورود موكب فيروزى كوكب ، نادر ميرزا به قلعه‌دارى پرداخت . اطراف مشهد به غارت رفت و نادر ميرزا در عجز درآمده به دادن دختر و داشتن مشهد راضى شد . موكب حضرت و الا مراجعت گزيد . ميرزا شفيع صدر به آوردن صبيهء نادر ميرزا مأمور شد و به اردو آورد و به دار الخلافه وارد شدند . و در اين سال جناب سيد سند ميرزا ابو القاسم جاپلقى « 1 » مشهور به قمى - رحمة اللّه عليه - وفات يافت . و جناب آقا سيد على طباطبائى مجتهد شيعه رحلت نمود .

سال هزار و دويست و چهاردهم

نواب كامياب نايب السلطنه عباس ميرزا بعد از ورود به تبريز جعفر قلى خان را احضار داد . مخالفت ورزيد . شاهزادهء كامكار به‌جهت تنبيه او وارد سلماس شد و او به ميان اكراد يزيدى رفت . نواب امجد نايب السلطنه به قلعهء هودر كه از قلاع محكمه و مخزن نفايس او بود رفته تسخير فرمود ، و جعفر قلى خان بعد از پناه به اكراد به مدد آنها به مقابله آمد ، منهزم شده به قلعهء خوى رفت . نواب نايب السلطنة العليه محمود خان دنبلى را با هزار سوار به تعاقب او مأمور و اهل شهر او را به قلعه راه داده وارد شد . و
هامش
( 1 ) - ميرزا ابو القاسم گيلانى جاپلقى و قمى مشهور به « ميرزاى قمى » از اكابر فقهاى شيعه و صاحب كتاب قوانين .