تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
و در اين وقت بريگه ديرجان ملكم « 1 » بهادر سفير دولت انگلستان از جانب ماركويس لاردولزلى « 2 » فرمانفرماى هندوستان با نامهء پادشاه ذى جاه انگليس و تحف و هداياى نفيس مأمور و وارد بندر ابو شهر شد . فتحعلى خان نورى به ميهماندارى رفت و در ورود به دار الخلافه به سراى حاجى ابراهيم خان منزل يافت و به حضور آمد و راه آورد و هداياى خود را گذرانيد . قرارداد دولتين در اتحاد فىمابين به شروطى چند مقرر و پذيرفته شد و حاجى خليل خان قزوينى با جواب نامه به اتفاق او مأمور به سفارت شد . بعد از توسط شاه زمان چون اللهيار خان و جعفر خان خلاف قرارداد كردند و به خدمت نيامدند ابراهيم خان عم‌زاده با بيست هزار كس به محاصرهء سبزوار آماده شد و از امراء محمد خان و ابراهيم خان دولو و پير قلى خان شامبياتى و حسين خان قاجار قزوينى به همراهى او مأمور شدند و سليمان خان قاجار با پانزده هزار سوار به نيشابور مأمور و در معاونت آنان به خوانين خراسان احكام صادر آمد ، و مهديقلى خان دولوى قاجار به سردارى آذربايجان و توقف در قلعهء خوى نامزد گشت . و محمد صادق خان دنبلى ايالت خوى يافت و محمود خان دنبلى به حضور آمد و امارت يساولان حضور يافت . و در اين سال خاقان صاحب قران را با حاجى ابراهيم خان شيرازى كه چهار سال در دولت خاقان شهيد و چهار سال در دولت خاقان صاحب قران بالاستقلال متكفل مهام وزارت بود سوء ظنى به‌هم رسيد . چون برادران و پسرانش هريك در جانبى و شهرى حكمرانى داشتند ، مقرر شد كه در روزى معين « 3 » ، محرمان دربار به اطراف رفته همه را به يك بار گرفته به سياست رسانند . و چنين كردند . اساس چندين ساله در روزى برچيده شد ، خود چندى در قزوين و طالقان به سر برد پس وفات يافت « 4 » و وزارت اعظم به ميرزا محمد شفيع بندپى مازندرانى اصفهانى الاصل مفوض شد و خاطر خطير خاقان صاحب قران از بعضى ملاحظات آسوده گرديد . و در اين سال جناب حقايق مآب ، قدوة المحققين و فخر العارفين ميرزا محمد تقى
هامش
( 1 ) -Brigadier John Malcolm .( 2 ) -Marquis Lord Wellesley .( 3 ) - روز اول ذى الحجهء سال 1215 . ( 4 ) - او را به بدترين وضعى شكنجه كردند و چشمانش را درآوردند و زبانش را بريدند و به قزوينش فرستادند و سرانجام بر حالش رقت كردند و او را « به جهان ديگر كوچ دادند » ( ناسخ التواريخ ، محمد تقى سپهر لسان الملك ، چاپ اسلاميه ، 1344 ، ص 112 و 113 ) .