بر بالين آن حضرت شتافتند و كار او را به زخمى چند منكر ساخته تاج و كمر و بازوبندهاى مشهور و صندوقچهء جواهر را برداشته به نزد صادق خان شقاقى تاختند .
نظم :
سر تاجدارش نگونسار شد * زمين تيره و آسمان تار شد
سليمان به خاك اندر افتاد پست * بر او گشت ديو اجل چيره دست
مدت سلطنت خاقان شهيد از فوت كريم خان تا هنگام شهادت هجده سال و ده ماه بود . ايام خروج هفت سال و بالاستقلال يازده سال و ده ماه ملك راند . تعمير بلدهء طهران و تذهيب قبهء حضرت ابا عبد اللّه الحسين ( ع ) و ضريح نقرهء مطلاى نجف اشرف و تعمير روضهء مقدس رضوى و مسجد جامع قزوين از آثار آن حضرت است . مدت عمر شريفش پنجاه و هفت سال بوده است . الحق پادشاهى بزرگ با عزم و حزم و صلابت و مهابت بود .
الحاصل پس از آنكه جهان را بدرود فرمود و آن شب درگذشت على الصباح اردو بههم برآمد و فزع اكبر جلوه كرد . محمد حسين خان قاجار سركشيكچى باشى و ميرزا رضا قلى نوائى منشى الممالك سراسيمه به خوابگاه آن حضرت شتافتند و پيكر شريفش را غرقه به خون يافتند . آنچه از سباب سلطنت باقى بود برداشته از راه نخجوان روانهء طهران شدند و اهل آن ولايت بقاياى اردو را يغما و غارت كردند .
چون اين خبر به اردوى بزرگ رسيد لشكر متفرق شدند . حسينقلى خان و سليمان خان در ركاب نواب شاهزادگان از راه رشت عازم تختگاه شدند . حاجى ابراهيم خان با جمعى از تفنگچيان مازندرانى از راه اردبيل و زنجان روانهء طهران و نجفقلى خان شاهيسون در راه با ايشان همراهى نموده نواب عليقلى خان از ايروان به راه خوى و مراغه و تبريز عبور و به خيال خامى در چهار فرسخى طهران نزول نمود . امراء در قزوين به يكديگر رسيدند و بالاتفاق در قريهء دولاب طهران بار اقامت انداختند . نواب حسينقلى خان ثانى برادر كهتر نواب جهانبانى نيز ارادهء دخول در شهر نمود . امير الامراء العظام ميرزا محمد خان دولوى قاجار بيگلربيگى دار الخلافهء طهران به حكم وصيت حضرت خاقان سعيد شهيد - نور اللّه مضجعه - احدى را راه به دار الخلافه نداد تا وارث بالاستحقاق و خسرو آفاق دررسيد . جناب ميرزا محمد شفيع وزير كه در دار الخلافه به عزلت بود در اين باب با آن امير كبير متفق الرأى برج و بارهء قلعهء طهران را به تفنگچيان مازندرانى سپرده در به روى همهء امراء بستند و بر شاهراه انتظار شاهنشاه قاجار نشستند .