تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
و حسب الامر اعلى دو قطعه ستون عمارت وكيل را از شيراز به طهران نقل نمودند و در ديوانخانه دار الخلافه نصب فرمودند .

سال هزار و دويست و نهم

حضرت خاقان كامكار ، ميرزا محمد خان دولوى قاجار را كه به حكومت قزوين مأمور بود به طهران خوانده امير الامرائى و بيگلربيگى طهران به وى مخصوص شد و مهديقلى خان قوانلوى قاجار به حكومت قزوين رفت . و در پانزدهم شوال اين سال چمن سلطانيه مضرب خيام گردون احترام شد و پس از شكار از آنجا به اردبيل رسيد . و محمد حسين خان قوانلوى قاجار به محارست پل خدا آفرين كه در شش منزلى شوشى است مأمور شد . وقتى رسيد كه به اشارت ابراهيم خليل خان آن پل را خراب كرده بودند . سليمان خان به تعمير آن پرداخته سنگرى به‌جهت مستحفظين پل نيز در آن حوالى ساخته ، نواب عليقلى خان به محارست حدود ايروان مأمور شد . و مصطفى خان قاجار بر سر مصطفى خان طالش شد . و موكب فيروزى كوكب از رود قراسوى اردبيل [ گذشته ] در آدينه بازار اقامت جست . سليمان خان و محمد حسين خان با لشكرى جرار به معاونت مصطفى خان قاجار رفتند . طالشيه احمال و اثقال خود را در سفاين به ساليان فرستاده و اهل ساليان ايشان را راه نداده به تصرف سپاه كينه خواه درآمد . كوچهاى ايشان روانهء مازندران و فوجى به تاخت و تاز سقناقات ارامنه مأمور شدند . زياده از سيصد خانوار به مازندران برده جمعى را به قتل رسانيدند . در غرهء ذيحجه از پل مزبور عبور و ارامنهء قراباغ به حوالى شوشى رفتند . محمد ولى خان قوانلو و مصطفى خان قاجار بر سر آنها تاخته قتلى به افراط كردند . در روز عيد قربان جمعى را از آن گوسفند صفتان به حضور شهريار شيرشكار آوردند و همه را گوسفندوار سر بريدند . از پل ملا ناصر الدين عبور و به محاصرهء شوشى پرداختند . موكب حضرت ظل اللهى به شكار و در دامان كوه ، گذار مىفرمودند . اهل شوشى از غايت بىهوشى بر سواران شكارى و حضرت شهريارى تاختند و ايشان را نشناختند . جمعى مقتول گرديده مراجعت نمودند و به محاصره اهتمامى تمام رفت . مهديقلى خان برادر حسينقلى خان باكويه با جمعى از بزرگان آن سامان به بندگى آن حضرت شتافتند . اما ابراهيم خليل خان چند بار از قلعه بيرون آمده شكستى فاحش يافته دگرباره