شد و تركمانيه باهم موافقت كردند و مخالفت نمودند . مهر على خان داشلوى قاجار به آن ساحات مأمور شد ، متابعت ننمودند . مهديقلى خان دولو و محمد ولى خان و محمد حسين خان قوانلو با ده هزار از مردان كار به دفع آن فرقه روانه شدند و در يكديگر افتادند . تركمانان مكسور شدند و قاجاريه منصور به حضور اعلى بازگشتند و امامقلى خان خلف رضا خان به حكومت استراباد و داروغگى يموت و كوكلان مأمور شد .
سليمان خان قاجار چون به تبريز رسيد صادق خان شقاقى و احمد خان مراغهاى و حسين خان دنبلى و كلبعلى خان نخجوانى و نصير خان شاهسون و محمد قلى خان ارومى و عسكر خان افشار اطاعت گزيدند . جواد خان و محمد خان قاجار بيگلربيگى گنجه و ايروان و اسحاق پاشا حاكم بايزيد انقياد پذيرفتند . و سليمان خان قاجار رسولى به شوشى فرستاد و به ابراهيم خليل خان بر زبان خامه پيغامى داد . ابراهيم خليل خان بعد از مشاورت با اقارب ، عبد الصمد بيك بنى عم خود را با تحف و هدايا به تبريز فرستاد .
سليمان خان ، عبد الصمد بيك را با خود برداشته به طهران آمد .
در اين سال والدهء نواب جهانبانى عزم زيارت نجف كرد و عظام رميمهء سلطان سعيد شهيد طاب ثراه و نواب جهانسوز شاه ، نور اللّه مرقده را از قدمگاه خضر كه در استراباد است جداجدا در صندوقهاى سيمين نهاده در اواخر شهر صفر به نجف اشرف برده در جوار خليفهء به حق به خاك سپردند . سليمان پاشا وزير بغداد خدمات كرد و مورد توجهات شد .
ولادت نواب علينقى ميرزا در اين سال بود .
و در اين سال حاجى سليمان صباحى كاشانى درگذشت .
سال هزار و دويست و هشتم
در يكشنبه شانزدهم شهر شعبان اين سال كرمانيان با حاكم خود مرتضى قلى خان و محمد ابراهيم آقاى قاجار مخالفت كردند . حاكم را از شهر بيرون نمودند و با لطفعلى خان كه در قاين بود عهد مواضعت بستند . لطفعلى خان به نرماشير آمده با جمعى افاغنه وارد كرمان شد . مرتضى قلى خان به ارگ گريخت و بالاخره در آنجا نيز تاب نياورده در تصرف لطفعلى خان درآمد . جهانگير خان سيستانى با هزار سوار به خدمت وى آمد .
خاقان كامكار قاجار نيز فسخ عزيمت خراسان و قصد كرمان فرمود و نواب مستطاب جهانبانى را با پنج هزار سوار از پيش فرستاده خود در روز چهارم شوال به جانب كرمان روانه شد . نواب امجد جهانبانى چون به حدود دارابجرد رسيد و طغيان اهالى جيرفت را