نموده عصر آن روز به بم رسيد . محمد على خان برادر جهانگير خان چون حالت لطفعلى خان را مشوش و برادر را با وى نديد چنان دانست كه گرفتار شهريار قاجار است ، به خاطر آورد كه لطفعلى خان را گرفته بفرستد بلكه برادرش رهائى يابد . لطفعلى خان اين معنى را تفرس كرده خواست از دروازهء بم فرار كند . سيستانيان بر دور او جمع آمدند كه او را گرفته باشند . وى با شمشير آخته بر آنها تاخته و خود را به اسب خود رسانيد كه سوار شود و به فرار بيرون رود ، اسب او را پى كردند و دو زخم بر سر و دست راست وى زدند و او را گرفته مقيد نمودند و به نواب خاقان گيتى ستان آقا محمد شاه عرض نموده محمد ولى خان قاجار به احضار وى آمده او را برد . بعد از شرفيابى حضور كور گرديد و در اردو بماند . دو قطعه الماس مشهور ديگرباره به حكم وراثت به وارث خاقان شهيد محمد حسن خان قاجار يعنى فرزند ارجمند وى حضرت آقا محمد شاه كامكار رسيد و الحمد للّه تعالى كه هنوز از نزد وارثان و اولاد آن حضرت دورى نگزيده است و ان شاء اللّه نخواهد گزيد .
مع القصه روزى خاقان گيتى ستان كامكار با وى اظهار مرحمتى خواسته به والد مؤلف حكم شد كه خلعتى بهجهت او از ملبوسات خاصهء سلطانى حاضر كند . پس از اينكه بهنظر گذرانيد خلاف خاطر خواه مبارك ملبوسى آورده بود ، مورد غضب شد و به توسط حاجى ابراهيم خان شيرازى معفو گشت .
بالاخره لطفعلى خان به طهران روانه و در طهران مقتول شد و جسدش به امامزاده زيد مدفون آمد و دولت زنديه سپرى شد . پس از كريم خان وكيل دولت متزلزل زنديه پنج سال و ده ماه زياده امتداد نيافت .
موكب فيروزى كوكب خاقان ملك ستان از كرمان به شيراز رسيد . و نواب جهانبانى و عليقلى خان از لار مراجعت نمودند . نيابت حضرت عموما و حكومت فارس و يزد و كرمان خصوصا به عهدهء اهتمام حضرت جهانبانى ، خان جلالت نشان بابا خان مفوّض شد . و حاجى ابراهيم خان به وزارت در ركاب مأمور به طهران گرديد و به « اعتماد الدوله » ملقب شد .
چون عبد الصمد بيك برادرزادهء ابراهيم خليل خان از سفر كرمان فرار كرده بود در حدود طهران به دست افتاد و كشته شد .
ابراهيم خليل خان ديگرباره متوهم گرديد و با امراى آذربايجان در شرفيابى حضور موافقت ننمود .
فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 319
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص٣١٩