به فارس ايلغار فرموده منزل بيضا را مضرب خيام معسكر گردون احتشام و محل بنه و اغروق ساخت و عليقلى خان را در اردو گذاشته با تمامى لشكريان به ظاهر شيراز خيمه و خرگاه شهريارى و شادروان كامكارى برافراشته لطفعلى خان با بيست هزار سوار فارسى و لارى و الوار بىمحابا با لشكريان خاقان ملك ستان درآويخت . مصطفى خان قاجار كه حارس ميمنه بود با فوجى از دليران شمشيرزن و گردان لشكرشكن ، ديوار باغى را كمينگاه ساخته و جمعى از سپاه لطفعلى خان را به خاك هلاك انداخته لطفعلى خان از كثرت تهور ، متعرض آنها نگشته با دو هزار سوار زبده ، خود را بر قلب زده جمعى را از پاى درآورده متوجه ميسره كه با جعفر قلى خان بود شد . جعفر قلى خان قصد او كرده از قضا رودى عميق در ميانه بود ، سپهبد به قوت تازيانه و ركاب از آن رود ، اسب را به جستن و شتاب بجهانيد و عنان ريز بر سر آن جمع راند . سپاهيان نيز رسيدند و رزم درپيوست .
سپاه الوار از پيش به در رفتند و بقاياى جنود به امداد آن معدود دررسيدند . جنگ ديگرباره گرم و ديدهها بىآزرم شد . شهريار شهر گيرو خاقان بىنظير ، محمد ولى خان قاجار را با فوجى به معاونت جعفر قلى خان سپهدار فرستاد . ولى قبل از وصول محمد ولى خان ، نواب جعفر قلى خان جمع آنان را پراكنده و ريشهء ايشان را بركنده فرار نمودند ، و لطفعلى خان نيز از قفاى آنان به قلعهء شهر شتافت . دو هزار نفر از لشكر او مقتول و هشت هزار كس مأسور آمدند . على الصباح رايت منصور به يك فرسنگى شهر خراميد . دو ماه مدت اين منازعه و محاصره به طول انجاميد . بلوكات حوالى و حواشى و مراعى و مواشى به غارت رفت و عرصه بر مردم تنگ و نامها بدل به ننگ آمد .
خاقان منصور در پنجشنبه بيستم ذيحجه عازم اصفهان گرديد . مصطفى خان قاجار دولو با سه هزار نفر لشكريان در آنجا بهجا مانده و عنان امور اصفهان را در كف محمد حسين خان پسر باقر خان خراسكانى اصفهانى گذاشته لواى اجلال به جانب دار السلطنهء رى افراشتند .
در اين سال نخل اميد بارور و شكوفهء مراد با ثمر و نواب مستطاب جهانبانى بابا خان يعنى خاقان صاحب قران فتحعلى شاه را پنج فرزند سعادتمند خداوند بىمانند عطا فرمود :
نخست : نواب محمد على ميرزا از بطن گرجيهء ارمنيه در قصبهء نواى دار المرز در شب هفتم شهر ربيع الثانى .
دويم : نواب محمد قلى ميرزا در بيست و سيم شهر رمضان هم در آن قريه پس از سه
فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 307
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص٣٠٧