تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
كوچ و بنهء مرتضى قلى خان را از بارفروش به طهران بردند . محمد حسين خان قاجار قوانلوى ناظر را با دو هزار سوار مأمور ، محمد حسين خان بىملاحظهء عواقب و رسيدن بقاياى سپاه از جوانب به جنگ اقدام كرد و شكست يافت . پس سليمان خان قاجار و امير محمد حسين خان فيروز كوهى و ميرزا محمد خان لاريجانى با ده هزار لشكر دررسيدند . روز دوازدهم محرم در چهار فرسخى گيلان مقدمهء مبارزت برآراستند . مصطفى خان طالش به عزم جنگ و چالش به پيش آمد و منهزما به پس نشست . روز سيم سليمان خان با افواج به اطراف شهر رفته مرتضى قلى خان نيز با نه هزار لشكر به مقابله آمده دست به استعمال آلات حرب گشادند . نخست برادر مصطفى خان طالش با صفوف امير محمد حسين خان فيروز كوهى مصاف داد و امير به زخم گلوله از پا درافتاد . فيروز كوهيان بىسردار و بزرگ مقهور شدند و ديگران نيز متابعت كردند . ميرزا محمد خان لاريجانى و نجفقلى خان نورى بعد از مجادله و مقاتله مراجعت و جنگ گريز گزيدند . مصطفى خان و سپاه شروان بسيارى از اين سپاه بشكستند و سليمان خان به منجيل بازآمد . نواب عليقلى خان قاجار نيز از جعفر خان زند فرار و از اصفهان به كاشان بازآمد . چون خاقان گيتى ستان آقا محمد شاه مطلع گرديد جعفر قلى خان را با سپاه بسطام و استراباد به گيلان فرستاد و نواب مصطفى قلى خان برادر بىبديل خود را از روى حزم ، ميل كشيد و نواب جهانبانى را به حفظ و حراست فرضه و معابر گيلان به مازندران مأمور فرمود و خود با سيصد سوار نامدار روى به جانب اصفهان نهاد كه با سى هزار سپاه الواريه مدافعه فرمايد . تا قريب به اصفهان شدن ، سپاه قليل را كثرتى حاصل شد . جعفر خان كه در هزيمت از باد صبا سرعت به وام داشت چون از ورود جنود خاقان گيتى ستان به يك منزلى اصفهان مطلع شد به جانب شيراز مانند مرغان تيزبال پرواز كرد . مصطفى خان دولوى قاجار با دو هزار سوار جعفر خان را تعاقب و تا دو منزلى رفته به وى نرسيده برگرديد . اما جعفر قلى خان قاجار برادر خاقان كامكار چون به منزل رستم آباد گيلان رسيد مرتضى قلى خان به بندر انزلى فرار و قرار گرفت و از جانبين پيغامها رفت . هردو برادر در ساحل بحر خزر ملاقات و مقالات كردند و مرتضى قلى خان بر سفاين سوار و راه سار و پشته و ساليان برگرفت و جعفر قلى خان به شهر وارد شد و شرح كار به حضرت خاقان قاجار معروض داشت و به مراجعت مأمور شد . و سليمان خان مستقل گرديد .