تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
و در اين سال نواب حسنعلى ميرزا نيز از صبيهء جعفر خان عرب متولد شد « 1 » . و اهالى مملكت فرانسه لوى شانزدهم « 2 » را كه از طايفهء بوربن « 3 » در آن ولايت پادشاهى داشت كشتند و قرار كار بر جمهوريت و مشاورت دادند « 4 » و بعد از اندك زمانى ناپلئون ظاهر شد و رفته‌رفته دعوى امپراطورى كرد و از عهده برآمد .

سال هزار و دويست و پنجم

جعفر قلى خان برادر و سپهدار خاقان گيتى ستان و قهرمان ايران آقا محمد خان قاجار طمع در ايالت اصفهان بسته داشت و خلاف آن ديد « 5 » با شاه كامكار و خاقان بختيار خلاف ورزيد و چندى در بسطام بماند و به حضور نيامد . بالاخره محمد خان و محمد زمان خان عز الدين لوى قاجار پسران خال خود را كه مايهء اخلال حال و اختلال بال او بودند برداشته به حضرت آمد . آنان در خلوت در باب او سعايت كردند و او را به داعيه و معاهده با خوانين خراسان در حضرت ظل اللهى خائن وانمودند . بنابر تقدير ، دل پاك شهريار كشورگير از برادر مكدر آمد و هلاكش در دست چاكران دربار مقدر . در شبى كه از مجلس حضور رجعت مىنمود به اشارت حضرت اعلى چند تن از خادمان خاص ، در زاويهء معبر ، او را گرفته گردن آن گردنكش را قرين دوال و آفتاب عمرش را به زوال درآوردند . از آن پس حضرت ظل اللهى با ندامت غنودى و خود را ملامت فرمودى ولى سودى نداشت و بهبودى نبود . بعد بعضى از مخصوصين وى را به خدمت خود خواند از جمله والد فقير را به منصب صندوقدارى خاصهء خود مفتخر فرمود . و چون از حبس مصطفى خان قاجار زيادت از سالى گذشت و مستخلص گشت قصهء عمايش سمر و مشتهر شد . نواب مرتضى قلى خان كه در بادكوبه و طالش و شروان با استعداد تمام قيام داشت دگرباره به خودسرى گردن افراشت ، به گيلان آمد و ميرزا باباى
هامش
( 1 ) - حسنعلى ميرزا برادر تنى حسينعلى ميرزا بود . حسينعلى ميرزا بعدها والى فارس شد و « فرمانفرما » لقب گرفت و حسنعلى ميرزا شجاع السلطنه شد . ( 2 ) - متن : روى .Louis. ( 3 ) - متن : بوبى . صحيحBourbon( 4 ) - منظور انقلاب كبير فرانسه در 1789 است . ( 5 ) - يعنى جعفر قلى خان شيفتهء حكومت اصفهان بود و از آقا محمد خان خلاف ( مخالفت ) با اين نظر احساس كرد .