الطاف شده رجعت نمود . و در روز بيست و پنجم ذيقعده دار الخلافهء طهران از مقدم همايون شهريارى فخرى تازه و فرى بىاندازه ديد .
باقر خان نورى كه از اردو دورى و به مازندران آمده مفاسد برمىانگيخت و در بلدهء آمل فتنهسازى و بلندپروازى مىكرد به عرض پادشاه كامكار و خاقان قاجار رسيد .
به نواب جهانبانى بابا خان كه در حدود فيروزكوه و آن سامان بودند حكم شد كه به دفع او كوشد . پانصد سوار به معاضدت محمد حسين خان قاجار بيگلربيگى مازندران فرستادند و او بعد از معارضت و مبارزت مقهور آمد و در كمند دليران ، مأسور به ورود طهران بدرود عالم كرد و مورد قهر قهرمان ايران شد .
جعفر خان زند به كازرون و بهبهان رفته از آنجا مراجعت و بر سر تقى خان يزدى رفته تقى خان محصور و از مير محمد خان طبسى استمداد جست . مير محمد خان با دو هزار كس به معاونت او رسيده وارد حصار گرديد . محمد خان زند به تسخير يزد مأمور بود و پس از آمدن امير محمد خان عرب طبسى شكست در سپاه الواريه درافتاد و اثاثه در دست او آمد ، با توپخانهء منهوبى جعفر خان و عساكر يزد و خراسان عزم تسخير اصفهان كرد .
محمد حسين خان و اسماعيل خان عرب عامرى كه از جانب قهرمان ايران آقا محمد شاه قاجار حاكم اردستان و نظنز بودند او را اطاعت نمودند . در روز ورود به بلوك رودشت تعداد سپاهش به هفت هزار رسيد . نواب جعفر قلى خان در آن ايام در شكار از اسب افتاده بود و بهواسطهء آن سقطه درد پا داشت اما ناچار با برادر خود مصطفى قلى خان به حرب و مدافعهء او تاخته چهارده روز رزمهاى پياپى بود . آخر مير محمد خان عرب شكست يافته فرارا به مملكت خويش پيوست و پس از چندى هواى تسخير خراسان كرده به سبزوار تاخت . اللهيار خان سبزوارى را محصور نمود و در آن يورش روزى كه روز عمرش به سر آمده بود و اسب مرادش پى شد ، از اسب افتاده درگذشت .
جعفر خان ، لطفعلى خان پسر خود را به سر عبد اللّه خان و محمد خان ولدان نصير خان لارى كه از قديم با طايفهء زند بىپيوند و با نواب غفران مآب محمد حسن خان شهيد قاجار سازگارى داشت مأمور كرده هردو برادر ، لار را به مهر على خان نامى سپرده بيرون رفتند و جمعيتى فراهم كرده به رزم آمدند و مقهور شدند و قلعهء لار ناچار به تسخير زنديه درآمد و لطفعلى خان به نزد پدر آمد .
فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص٣٠٣