در اين سال آقاجانى متخلص به سايل درگذشت . « 1 »
و فيضعلى شاه اصفهانى ( ر ه ) « 2 » كه والد ماجد جناب نور على شاه و از عرفا و اهل حال بود وفات يافت .
سال هزار و دويست و يكم
بعد از عيد سعيد نوروز فيروز ، موكب فيروزى كوكب سلطانى از مستقر سلطنت به جانب اصفهان در جنبش آمد و در روز عرض لشكر ، على خان [ افشار ] « 3 » خمسه كور و از حليهء بصر عور گرديد و ابو ابجمعى او به عبد اللّه خان اوصانلو محول و مفوض شد . و پس از يك ماه توقف در حدود عراق نواب بابا خان ملقب به جهانبانى مأمور به جانب خراسان و با سه هزار لشكر به فيروز كوه درآمد و رايات منصور خاقان گيتى ستان قاجار در چهار محال و چمن گندمان متمم ايام بهار را به اهتزاز و نخجير و شكار متحرك بود .
زكريا بيك نام گرجى كه از ازناوران « 4 » و اشراف آن طايفه بود و در دربار ارگلى خان والى گرجستان به وكالت اشتغال داشت به اردوى همايون آمده تهنيت آراست و تحيت پيراست و پس از التفات و مراحم جواب صادر و او مرخص شد و نواب جعفر قلى خان به انتظام طوايف بختيارى مأمور شد .
و اردوى همايون شهريارى از راه بروجرد به همدان حركت كرده خسرو خان والى كردستان خراج دو ساله و پسرى چون دو هفته ماه چهارده ساله به رهانت « 5 » فرستاد و لطفعلى خان عم او كه حامل اين هدايا و تحف و عامل اين خدمت با شرف بود مورد
هامش
( 1 ) - ميرزا محمد سعيد برادر محمد تقى خان حاكم قيروكارزين معروف به « آقاجانى » و متخلص به « سائل » . در حديقة الشعراء سال مرگ او 1225 آمده . در مورد وى رجوع شود به تذكرهء اختر ( ص 90 ) و فارس نامهء ناصرى ( چاپ سنگى ، ج 2 ، ص 245 ) و سفينة المحمود ( تصحيح و طبع دكتر عبد الرسول خيامپور ، تبريز ، ج 2 ، ص 547 ) و نگارستان دارا ( ص 202 ) و مكارم الاثار از معلم حبيب آبادى تحت عنوان « سائل قيرى » يا « سائل فارسى » .
( 2 ) - در مورد ملا عبد الحسين فيضعلى شاه رجوع شود به حديقة الشعراء ( ج 2 ، ص 1039 ) و طرائق الحقايق جلد 3 .
( 3 ) - تكميل از روضة الصفا .
( 4 ) - متن : از ناوران . روضة الصفا : ارتاواد و اشراف . تصحيح قياسى . از ناور در زبان گرجى به معناى شهسوار ، مرد دلير ، بزرگنژاد ، مرد جنگى است .
( 5 ) - يعنى به نوا ، به گروگان .