متوارى « 1 » و سليمان خان قاجار [ را ] به تنبيه طوايف بختيارى از فراز قلل خون گلنارى به نشيب اتلال جارى كرد و اسير بسيار آورد .
على خان افشار خمسه را هواى بزرگى در سر افتاد . خاقان گيتى ستان به هواى رفع هواى او به جانب خمسه و زنگان حركت فرمود و او از بيم ، شفعا برانگيخت و خدمات كرد تا معفو شد .
در چمن گوران داشت به احضار هداية اللّه خان گيلانى حكمى صادر شد و او اطاعت نكرد و مصطفى قلى خان بر دفع او تعيين آمد .
نواب عليقلى خان قاجار و على خان خمسهء افشار به انتظام سركشان لرستان و اهواز و خوزستان روانه شدند . و موكب اعلى به مقر سلطنت اياب « 2 » جست .
هداية اللّه خان ، ايوانى خان نام گرجى را در منزل رستم آباد به استقبال سپاه با استعداد نواب مصطفى خان قاجار فرستاده تاب مقاومت نياورده به شهر گريخت و مصطفى خان شهر را بگرفت و هدايت خان به پير بازار كه بيشتر استعداد رزم در آنجا مهيا داشت رفته و ده شبانهروز در پير بازار بازار رزم و پيكار را رواجى تمام بود .
هداية اللّه خان را حال فاسد و بازار كاسد شد و به قلعهء عالى كه در ساحل انزلى داشت رفته با چند فروند كشتى و جمعى سپاه كينه خواه در آنجا پناه جست .
مصطفى خان با زورق و كشتى بدانجا رفته جنگ درانداخت . هدايت خان مقهور شده به استصواب سفاين و ناخدا از آن قلعه فرار كرد . دريا متموج بود و سحاب متقطر .
سفاين از يكديگر گسيخته ماندند و بى خود به حكم باد راندند . سفينهء پرخزينه وى كه نفايس جواهر در آن انباشته بود به رودسر افتاد و هدايت خان به زخم مهرهء گلولهء آتشين از تن رست و تنش به دريا پيوست . ملاحان از آبش برآورده به خاكش رسانيدند و در ساحل انزلى در مقامى انزل جزء خاك شد . كيفيت اين فتوح به عرض خاقان گيتى ستان آقا محمد شاه قاجار دررسيد و سليمان خان قوانلو به حكومت گيلان معين شد . نواب عليقلى خان نيز مظفر و منصور از ساحات لرستان و خوزستان دررسيد .
هامش
( 1 ) - ايضا : نخست او را كور و از آن پس زندهاش در گور جاى دادند .
( 2 ) - به معناى بازگشت .