آثار خودسرى و داعيهء سرورى به ظهور آمد . عليمراد خان و عليمحمد خان زند از دو راه مأمور به خمسه و دفع او شدند . على محمد خان زودتر رسيد و در نواحى ابهر خمسه تلاقى فريقين شده ذو الفقار خان مغلوب شد . او را نزد كريم خان آوردند ، عفو فرمود و بعد از چندى مجددا حاكم خمسه نمود .
سال هزار و صد و هشتاد و دويم
نواب حسينقلى خان بن محمد حسن خان قاجار ملقب به جهانسوز شاه برادر كهتر نواب آقا محمد خان كه به شيراز رفته از كريم خان التفات بىپايان ديده و در خدمت نواب آقا محمد خان سكونت گزيده بود بهواسطهء عدم استقلال حسن خان دولو حاكم استراباد به مشاورت نواب آقا محمد خان از جانب كريم خان زند به حكومت دامغان مأمور شده در بيستم شهر شوال همين سال از شيراز وارد دامغان گرديد و استقلال يافت ، و از نجباى سلسلهء عز الدين لوى قاجار دخترى در عقد نكاح خود درآورده به تهيهء بزرگى و سرورى پرداخت و دويست سوار مكمل و مسلح از طايفهء خود و غيره آماده و مستعد ساخت و بعد از شش سال مهاجرت ، ارادت كيشان پريشان ، پروانهوار بر گرد آن شمع جمع آمدند .
سال هزار و صد و هشتاد و سيم
نواب حسينقلى خان قاجار با طايفهء دولو « 1 » كه عداوت سابقه و سوابق عداوت در ميانهء ايشان مستحكم بود به مخالفت و مخاصمت درآمد و به دفع فتحعلى خان و جان محمد خان دولو كه در قلعهء نمكه سكونت داشتند پرداخت . بعد از مقاتله كار به محاصره انجاميد . جان محمد خان و فتحعلى خان از حفرهء قلعهء نمكه فرار نمودند و قلعه به تصرف نواب حسينقلى خان قاجار اندر آمد و قلعگيان مقتول و مجروح شدند و در سفك دماء و سبى اماء ، تعدى و تطاولى رفت و به حكم آن حضرت آن قلعه سوخته و كنده و خراب شد . « 2 » فتحعلى خان و جان محمد خان دولو به استراباد گريخته از سادات و علماء ، شفعاء
هامش
( 1 ) - در متن گاهى دولو آمده و گاهى دوالو ، براى يكنواختى صورت دولو را كه درستتر و معمولتر است برگزيديم .
( 2 ) - لهذا خان جلالت بنيان را « جهانسوز شاه » لقب كردند ( روضة الصفا ) . قلعهء نمكهء دامغان را گرفته و آتش زده و شده « جهانسوز شاه » آنهم با كشتار مردان و تجاوز به زنان ! ! و بعد هم بيست هزار تومان دست مريزاد !