درآورد و به كريم خان وكيل اعلام نمود . وكيل آن حضرت را به طهران احضار و حرمت و تعظيم بسيار نمود و پس از اطمينان ، نواب آقا محمد خان به استراباد رفته نواب حسينقلى خان برادر والاگهر خود و محمد خان خال خود و محمد امين آقا و ساير منسوبان خود را برداشته به تويهوروار دامغان آورده سكنى داد . محمد خان و محمد امين آقا در چارده كلاته توقف نمودند .
سال هزار و صد و هفتاد و ششم
كريم خان وكيل به آذربايجان رفته مراغه و خوى و سلماس را مضبوط نمود و روى به تسخير قلعهء ارومى و قلع فتحعلى خان افشار نهاده كاظم خان قراجه داغى و شهباز خان دنبلى و پناه خان جوانشير به خدمت وى آمدند و تابع شدند . فتوحات روى داد و قلعه ارومى را در مدت نه ماه محصور نمود و بالاخره فتحعلى خان ناچار اطاعت كرد و ارومى مفتوح شده كريم خان وكيل ، شيخعلى خان زند را مكحول و نظر على خان برادر او را از حكومت گيلان معزول و هداية اللّه خان را كما فى السابق حكومت گيلان داد و سبزعلى خان زند در عربستان به قتل آمد و كريم خان ، آزاد خان افغان را كه در تفليس در نزد ارگلى خان « 1 » والى آنجا بود بخواست و ارگلى خان بفرستاد و كريم خان با او مدارا و تعظيم كرد . زكى خان زند بنى عم كريم خان بهاتفاق على محمد خان در اصفهان طغيان ورزيدند و كريم خان خوانين آذربايجان را كلا كوچانيده روانهء اصفهان و شيراز شد .
سال هزار و صد و هفتاد و هفتم
ديگربار كريم خان به طهران آمده به اغواى محمد حسين قاجار دولو ، بسطام خان زند با هزار سوار مأمور به نظم استراباد و دامغان و آوردن نواب آقا محمد خان و برادران عظيم الشان آن حضرت شد . و نواب و الا آقا محمد خان با نواب حسينقلى خان ملقب به جهانسوز شاه و رضا قلى خان و جعفر قلى خان و عليقلى خان و عباسقلى خان و مهديقلى خان و محمد خان قوانلو خال خود و محمد امين آقا و رضا خان و ساير عشاير و تمامى خوانين جز همشيرهء محمد حسين خان دولو با دو زادهء آزادهء او مرتضى قلى خان و
هامش
( 1 ) - ارگلى گونهء تحريف شدهاى است كه ايرانيان آن روزگار از كلمهء « هراكليوس » امير گرجستان داشتند . اين همان هراكليوس است كه از بيم درازدستى ايرانيان به روسها پناه برد و دولت خود و اولاد خويش را بر باد داد .