تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
دست يكى از سرداران خود به نام قطب الدين ايبك سپرد . هنگامى كه سلطان معزّ الدين سرگرم امور خراسان و جاهاى ديگر بود ، ايبك متصرفات غوريان را در پنجاب و دوآب گنگ - جمنا گسترش داد و تا گجرات پيش تاخت . سردار ديگر معزّ الدين ، اختيار الدين محمد خلجى ، بهار و بنگال ( بنگاله ) را متصرف شد و گور يا لخنوتى را پايگاه و مركز خويش قرار داد و حتى به آسام لشكر كشيد ( بنگريد به شمارهء 160 ، 1 ) . در واقع بايد گفت كه در دوره غوريان و سرداران آنهاست كه استقرار اسلام در شمال هند تثبيت شد . سلسله‌هاى كهنسال و مستقر هندو سركوب شدند و بنياد سلطنت‌هاى مختلف اسلامى گذاشته شد . از آن‌طرف ، در تمام طول سلطنت دهلى و بعد از آن ، بسيارى از امراى هندو ، به‌ويژه آنان كه از مركز تجمع و تمركز نظامى تركان و افغانان به دور بودند ، قدرت خود را حفظ كردند . هندوان هميشه نقش مهمى در دستگاههاى ادارى و در سپاه سلاطين مستبد مسلمان داشتند . هنگامى كه معزّ الدين غورى در 602 / 1206 وفات يافت ، قطب الدين ايبك از جانب سلطان غورى فيروزكوه به عنوان ملك در لاهور قدرت را به دست گرفت . از اين‌زمان به بعد ، بخش افغانستان و غزنه قلمرو غوريان از هند جدا شد و براى مدتى كوتاه به دست خوارزمشاهيان و سپس مغولان افتاد ، اما سنتهاى غوريان ، چه از لحاظ اقتدار مدنى و چه سازمان نظامى در شمال هند در حكومت امراى مسلمانى كه پس از غوريان فرمانروايى يافتند ، زنده ماند و ادامه يافت . ايبك و جانشينان او را تا 689 / 1290 اغلب سلاطين مملوك مىخوانند ، هرچند كه تنها سه تن از آنها ، يعنى ايبك و ايلتتمش و بلبن در اصل غلام و مملوك بودند و همگى نيز قبل از آن‌كه به قدرت برسند به وسيلهء صاحبانشان آزاد شده بودند . همچنين همهء اين سلاطين از يك سلاله نبودند ، بلكه از سه شاخهء مختلف بودند . در دورهء ايلتتمش كه معمار اصلى سلطان‌نشين مستقل دهلى بود ، سرزمين هند كه تا اين تاريخ در دست ناصر الدين قباچه ، سردار معز الدين بود بر قلمرو دهلى افزوده شد . وى همچنين توانست خوارزمشاهيان را از قلمرو خويش بيرون راند ، اما در سال 639 / 1281 مغولان بر پنجاب تاختند ، لاهور را غارت كردند و تا اوچ ( اوچه ) پيش رفتند . به سلطنت نشستن پىدرپى سلاطين ناتوان سبب مناقشات داخلى شد و وحدت و يكپارچگى سلطنت دوباره وقتى ميسر شد كه بلبن ، نخست به عنوان نايب السلطنه و سپس مستقلا قدرت را به دست گرفت . وى كه اميرى مقتدر بود ، در اصل يكى از افراد گروه غلامان نظامى ترك ايلتتمش معروف به چهلگان بود ( دكتر پيتر جكسن گمان مىبرد كه آنها را به اين علت چهلگان