تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
نتيجه ، وحدت سياسى از ميان رفت و در هر ايالتى اميرى علم استقلال برافراشت . نزديك به چهل سال قدرت در دست سلالهء خضر خان بود كه نخست از جانب آخرين سلاطين تغلقى و سپس از جانب تيمور حكومت مولتان را داشت . وى به نام تيمور و پسرش شاهرخ حكومت راند و خود را به داشتن عنوان « رأيت على » راضى ساخت . اين سلسله چون مدعى بودند كه از نسل خاندان پيغمبراند ، به نام سادات خوانده مىشدند . اقتدار واقعى سادات به ناحيهء كوچكى در اطراف دهلى محدود بود و چون در آغاز متكى به تيموريان بودند ، در نزد طبقات نظامى افغانى و ترك دهلى محبوبيتى نداشتند . در سال 855 / 1451 سلسله لودى جانشين آنها شد . مؤسس اين سلسله بهلول خان بود كه رياست طايفهء افغانى لودى را داشت و سابقا حكمران سرهند و لاهور بود . بهلول از سلاطين بزرگ تغلقى چيزى كم نداشت ، و تلاش بسيار كرد كه حيثيت و اعتبار مسلمانان هند را به جاى خود برگرداند . وى استيلاى حكومت دهلى را از نو بر بيشتر قسمت‌هاى مركزى هند برقرار ساخت و سلاطين شرقى جونپور را ( بنگريد به شماره 164 ) در 881 / 1477 برافگند . پسرش ، سكندر دوم ، عليه امراى راجپوت دست به يك سلسله عمليات زد كه خالى از موفقيت نبود و پايتخت خود را به اگره ، كه پايگاه مناسب‌ترى براى اين عمليات بود ، منتقل ساخت . آخرين سلطان لودى ، ابراهيم دوم ، بسيارى از اعيان و سران نظامى را از خود رنجانيد و عده‌اى از همين بزرگان رنجيده خاطر ، بابر را كه از مغولان جغتايى بود و در آن‌زمان در كابل به سر مىبرد ، به مداخله در امور دهلى دعوت كردند . پيروزى بابر در جنگ پانىپت در 932 / 1526 منجر به مرگ ابراهيم ، آخرين سلطان سلسلهء لودى و ظهور نخستين سلسلهء مغولى در هند گرديد . اما سلسلهء سلاطين مغول هند هنوز استقرار و ثبات نداشت و در زمان همايون ، پسر بابر ، براى پانزده سال باز حكومت به دست شير شاه سور افغانى افتاد . شير شاه از بهار دست به عمليات زد و همايون را در كنوج شكست داد و به اين ترتيب ، تمام كارها و اقدامات بابر را نقش بر آب كرد . شير شاه ، علاوه بر آن‌كه فرماندهى توانا بود ، اصلاحات ارضى و مالى مهمى نيز انجام داد . اگر مرگى زودرس او را در نربوده بود ، دولت افغانى نيرومندى در خاك هند مستقر مىشد و همايون را از اقدامات بعديش دلسرد و منصرف مىساخت . اما مرگ زودرس شير شاه و ناتوانى جانشينان سپنجى او كار را براى مغولان آسان كرد .