گه پويه برق و دم شيهه رعد * تهى خاطر از دورى قبل و بعد 206
گهرسنج اين ابر نيسانشرف * بدينگونه دُرّ پرورد در صدف 185
گهى از برق پيكان آتشانگيز * گهى از نوك ناوك شعلهافروز 392
گهى از جلوهء شيريننگارى * گهى از عشوهء نسرين عذارى 208
گهى زهر را روى پوشد به جهد * چو مخمور محرور و افراط شهد 388
گهى ظلمت طبع خاكىنژاد * شدى يكدم از آتش مى به باد 271
گهى عالم افروزد از آفتاب * گهى مختفى سازدش در سحاب 388
گهى كافراخت سويش رايت عزم * عدو بر جا نماند از غايت حزم 305
گهى كرده منزل دمى كرده عزم * گه انديشهء صيد و گه فكر بزم 206
گياهى زدى گر سر از واديى * ز اقبال شه داشتى شاديى 295
لباس خز و ديبا كرده در بر * به رنگ جامه زيبا كرده منظر 216
لباس علم كن ز ثوب سپاس * سپاسى كه بيرون بود از قياس 73
لبالب كاسها پرشيرهء قند * به جان شيرينىاش را بوده پيوند 380
لشكر كشيد عشق و دلم ترك جان گرفت * صبر گريزپاى سر اندر جهان گرفت 125
لعل كانى و دُرّ دريايى * كرده همدستى آن دو همپايى 353
للّه الحمد كه سودم به كف پاى تو چشم * تا به زانو اگر از راه طلب فرسودم 298
للّه الحمد كه محرومى ديدار گذشت * روز وصل آمد و اندوه شب تار گذشت 297
لواى تو منصور و رايت قوى است * جهان را به دور تو عهد نوى است 326
لواى دولت تو هر طرف كه رو آرد * سپاه فتح و ظفر دررسد ز دنبالش 81
مادر او ز رتبت امّ و ابّ * شاه و شهزاده از عُلوّ نسب 44
ما راست ز يارى پيمبر اكرام * وز ماست ثناى بهره در اسلام 100
ما عاشق و رند و مىپرستيم به زرق * ز ابناى جهان حال خود اخفا چه كنيم 251
ما گريه را به ابر بهاران گذاشتيم * صحراى دل به لالهعذاران گذاشتيم 183
ماه از آن جانبش چنان بىتاب * كه مگر آينه است در تك آب 320
ماهى كه درون بحرش آرام فتاد * شَسْتش به خيال طعمه در كام فتاد 97
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 577
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٥٧٧