چنين گويد دارا پادشاه ، آنچه من كردهام ، تمام را به عنايت هرمزد كردهام ، هرمزد مرا مدد كرد تا كار را به انجام رسانيدم ، هرمزد مرا حفظ كناد و از . . . و كلان مرا و اين جايگاه را ، اين را از هرمزد درخواست مىكنم كه هرمزد به من ارزانى دارد . اى انسان امر هرمزد مبادا بر خلاف ميل تو باشد راه راست را نگذار ، گناه نكن » « 1 » .
( نمرهء 6 ) : خوانده نشده است .
( نمرهء 7 ) : كو برو و اصدق دار داريوش .
( نمرهء 8 ) : اسپاكانا ملازم پادشاه داريوش . ( : جلودار )
( نمرهء 9 ) : آنها « ماسيا » هستند متعلق به اسفنديار ( اگزرسس ) و اردشير سوم .
( نمرهء 10 ) : « خداى بزرگى است هرمزد كه زمين را بيافريد ، كه آسمان را بيافريد كه مردم را خلق كرد كه لذائذ از براى مردم پديد آورد . اگزرسس « 2 » را پادشاه كرد ، يگانه پادشاه طوايف بسيار ، يكان مالك رقاب امم » « 3 » . « منم اگزرسس پادشاه بزرگ ، پادشاه پادشاهان ، پادشاه اين ممالك كه شامل طوايف است ، پادشاه اين زمين بزرگ ، پسر داريوش آكميندى » ( : كيانى ) « 4 »
« چنين گويد اسفنديار « 5 » ، پادشاه بزرگ كه به تفضل هرمزد اين دروازه را من ساختم كه همه طوايف را نشان مىدهد و ابنيه بزرگ ديگر در پارس بسيار هست كه من و پدرم ساختهايم هريك از اين ابنيه كه بدين نيكوئى است ما به استعانت هرمزد ساختهايم » « 6 » .
چنين گويد اگزرسس پادشاه ، هرمزد مرا حفظ كناد و مملكت مرا و آنچه [ را ] من ساختهام و آنچه پدرم ساخته است آن را هرمزد حفظ كناد « 7 » .
( نمرهء 11 ) : هرمزد خداى بزرگى است كه زمين را ، خلق را ، كه آسمان را بيافريد ، كه مردم را پديد آورد كه لذايذ را از براى مردم پيدا كرد ، اگزرسس را پادشاهى داد ، يگانه پادشاه امم ، يكان مالك رقاب خلق بسيار . منم اگزرسس پادشاه بزرگ ، پادشاه پادشاهان ،
هامش
( 1 ) . ( داريوش شاه گويد : اين كه كرده شده آن همه را به خواست اهورمزدا كردم ، اهورمزدا مرا يارى كرد تا هنگامى كه كار را بكردم . اهورمزدا من و خاندان سلطنتىام و اين كشور را از زيان محفوظ داراد ، اين را من از اهورمزدا درخواست مىكنم اين را اهورمزدا به من بدهاد ، اى مرد ! فرمان اهورمزدا ، آن به نظر تو ناپسند نيايد ، راه راست را ترك منما ، شورش مكن ) . فرمانهاى شاهنشاهان هخامنشى ، ص 81 .
( 2 ) . از كتيبه خشايارشا كه بر بدنهء ديوار پلكان شرقى و شمالى كاخ آپادانا بين نقوش نمايندگان ملل و صفوف پارسى و مادى واقع است .
( 3 ) . ( خداى بزرگى ( است ) اهورامزدا كه اين زمين را آفريد كه آن آسمان را آفريد كه شادى براى مردم آفريد كه خشايارشا را شاه كرد ، يك شاه از بسيارى ، يك فرماندار از بسيارى ) . فرمانهاى شاهنشاهان هخامنشى ، ص 103 .
( 4 ) . من خشايارشا ( هستم ) شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه كشورهاى داراى همهگونه مردم ، شاه در اين زمين بزرگ دورودراز ، پسر داريوش شاه هخامنشى ) . فرمانهاى شاهنشاهان هخامنشى ، ص 103 .
( 5 ) . منظور خشايارشاست .
( 6 ) . خشايارشا گويد بخواست اهورمزدا اين دالان همه كشورها را من ساختم ، بسيار چيزهاى زيباى ديگر ، در اين پارس كرده شد كه من كردم و پدر من كرد . هر كارى كه به ديده زيباست آن همه را بخواست اهورمزدا كرديم .
فرمانهاى شاهنشاهان هخامنشى ، ص 103 .
( 7 ) . ( خشايارشا گويد : اهورمزدا مرا و شهريارى مرا بپاياد و آنچه بوسيلهء من كرده شده و آنچه بوسيلهء پدرم كرده شده ، آن را اهورمزدا بپاياد ) . فرمانهاى شاهنشاهان هخامنشى ، ص 103 .