به قتل او فرمود ، چون او را براى كشتن مىبردند « باكواز » رسيده ، سيلى بر روى « ارسين » زده بگفت [ به ] خاطر دارى چه دربارهء من گفتى ، « ارسين » او را ديد ، فرمود ، در آسيا گاهى نسوان سلطنت كردهاند اما تازه آن است كه سلطنت ايران را مخنثى كه نه زن است و نه مرد ، مىنمايد و آن مخنث تو هستى و آن شاهزاده نجيب غيور ديگر چيزى نگفت و او را كشتند .
مؤلف كتاب مرآت البلدان در ذيل واقعه سوختن تخت جمشيد به اغواء زنى رامشگر فرموده است بهطور شهود و يقين و تجربه ، داراى جهان از دريچه غيب و نهان ، پيوسته بر افراط و تفريط اعمال جهانيان ناظر و از روى عدل و انصاف هر بد كننده را جزا مىدهد و خلفى در مكافات نيست و شاهد بر اين مدعا همين سوختن عمارات سلطنتى پادشاهان كيان است چه اگر اگزرسس « 1 » كه به اصطلاح يونانيان نام يكى از پادشاهان كيان و جد « دارا » ست وقتى كه يونان را مسخر و شهر آتن را فتح نمود ، آن شهر را آتش نمىزد « 2 » و ويرانه نمىساخت ، طاوس رامشگر يونانى كه از اهل شهر آتن بود ، دست بر سوختن عمارات سلطنتى اگزرسس و اسلاف و اخلاف او نمىيافت تا منتقم حقيقى چه وقت مكافات اين عمل را نيز به طاوس رامشگر يا اولاد او رساند ،
فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ
،
چنين گفت داناى آموزگار * مكن بد كه بدبينى از روزگار
قطعه مسطحى كه تخت و قصر را بر او ساختهاند ، پهناى آن از مشرق به مغرب 286 ذرع و درازاى آن از شمال به جانب جنوب 473 ذرع و سطح اين مسطح وسيع به يك ميزان نيست قطعات بلند و پست دارد و هر يكى از آن عمارات را بر يكى از اين قطعات ساختهاند و آخرين پادشاهى كه در اين تخت و قصر منزل داشت « دارا » بود و از اين قصر به جنگ اسكندر رفت و به چنگ يكى از صاحبمنصبان جنايتكار خود كشته گشت اگرچه در اين زمان از آن بناى رفيع و بنيان منيع ، جز آثارى باقى نمانده است ولى هم اكنون بقيه ناچيز آن ، بزرگتر اسباب حيرت اهل نظر و عبرت اولى النهى و الفكر است و پيداست كه مردم آن عصر تا چه پايه در صناعت و علم ماهر و به چه مايه در هر فنى با حذاقت و قادر بودهاند و چگونه عمارات مستحكم عالى بنا نمودهاند كه بعد از 2200 سال كه در معرض چندين هزار گونه انقلاب و اختلال بوده باز ، اركان آن برقرار و محل توجه دانشمندان هر ديار است و اين شهر استخر از سال 18 هجرى چنان كه در عنوان شيراز در اول گفتار دويم اين فارسنامه نگاشته گرديد تا سال 436 روزبروز بر خرابى آن افزود تا جاى آن شهر را زراعت نمودند و عمارت تخت جمشيد كه زبان و قلم از تقرير و تحريرش عاجز است در دامنه جنوبى كوه كوچكى كه در ميان شهر استخر است ، افتاده و نزديك به 9 فرسخ كاروانى از شيراز دور است و حضرت ارفع امجد و الا معتمد الدوله حاجى فرهاد ميرزا قاجار ادام اللّه ايام سعادته شرح اين بنا را در كتاب جام جم « 3 » به اين عبارت فرموده است :
هامش
( 1 ) .Xerxes: خشايارشا .
( 2 ) . خشايارشا به انتقام اينكه يونانيان در زمان داريوش ( سارد ) را آتش زده بودند پس از فتح آتن ، ارگ و معبد آتنه را آتش زد . ( معين و ايران باستان ، ص 1424 ) .
( 3 ) . ر ك : جام جم ، ص 475 .