تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1532

مساهمون:

ص١٥٣٢
اما آثار قديمه در فارس يكى تخت جمشيد است كه بيان و بنان از توصيف او عاجز است نقوش برجستهء نمايندگان گيليكيه ( سيليسى - جنوب آسياى صغير ) و هداياى ايشان بر ديوار پلكان شرقى كاخ اپدانه و صورت جمشيد را به اختلاف حالات در در و ديوار نقش نموده‌اند چنان كه بعضى جا بالاى كرسى نشسته و بعضى جا به يكدست شاخ كرگدن گرفته و به دست ديگر خنجر به شكم او فرو برده و در اطراف صفه بزرگ صورت آدمى و حيوان است چنان كه يكى شتر را به قطار مىكشد و يكى گاو مىبرد و يكى ، ارابه به اسب « 1 » بسته ، مىراند و بعضى در دست ، نارنج دارند و بعضى كاسه گرفته‌اند و اكنون 13 مناره سنگى برپاست كه قطر هريك تخمينا 7 چارك و طول هريك 16 ذرع و چارك است و بالاى سر مناره‌ها بعضى جا ، شكل شتر و بعضى جا كرگدن بوده است و اين مناره‌ها هر كدام سه پاره ، چهار پاره سنگ است و بر سر هر پاره‌اى از آن ستونها ، سرب ريخته ، پاره ديگر را بر او گذاشته ، چنان وصل شده كه هر درزى به ريسمانى ماند و روى ستونها را به اندازه‌اى نرم تراشيده‌اند كه چوب را نتوان تراشيد و از صفه بزرگ كه داخل مىشوى دو شكل فيل از سنگ درآورده‌اند كه روى آنها به صحراست و مقابل اين دو شكل فيل ، جانور
هامش
( 1 ) . در متن : ( ارابه به آب ) . در جام جم : ( يكى عراده به اسب بسته مىراند ) . همانجا .